الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

288

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

اصحاب الحديث غلبه نمودند . در اين دوره كه عصر به اصطلاح شكوفايى قياس است دانشمندان عامه شروع كردند به تحديد و بيان حدود قياس و اركان آن را مستحكم نمودند تا آنجا كه به صورت يك منبع مستقل درآمد . مطلب سوم : موضع‌گيرى ائمه عليهم السّلام در برابر قياس : تقريبا از زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همچنان پيشوايان معصوم دين اسلام با قياس مخالفت نموده‌اند و در اين زمينه رواياتى از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امير المؤمنين عليه السّلام و امام سجاد و به‌ويژه امام صادق عليه السّلام وجود دارد كه مسئله را تقريبا به سرحد ضرورت رسانيده و از ضروريات مذهب شيعه است كه عمل به قياس باطل است و مناظرات امام صادق با اصحاب الرأى لا سيما با ابو حنيفه مشهور و معروف است و عامه و خاصه آنها را نقل نموده‌اند به عنوان نمونه امام در يك مناظره به ابى حنيفه مىفرمايد : ايها الاعظم ، قتل النفس أو الزنا ؟ ابو حنيفه مىگويد : قتل النفس . امام مىفرمايد : ان اللّه عز و جل قبل فى قتل النفس شاهدين و لم يقبل فى الزنا الا اربعه ، باز مىفرمايد : ايها اعظم ؟ الصلاة ام الصوم ؟ ابو حنيفه مىگويد : الصلاة . امام مىفرمايد : فما بال الحائض تقضى الصيام و لا تقضى الصلاة بعد مىفرمايد : فكيف يقوم لك القياس فاتق اللّه و لا تقس ، در وسائل الشيعة ( ج 18 ) ابواب صفات القاضى ، يا در حديثى كه ابن حزم نقل كرده امام صادق به حنيفه مىفرمايد : « اتق اللّه و لا تقس فإنا نقف غدا نحن و أنت و من خالفنا بين يدى اللّه فيسألنا عن قولنا و يسألكم عن قولكم فنقول قلنا قال اللّه و قال رسول اللّه و تقول أنت و أصحابك رأينا » . مطلب چهارم : چه عاملى باعث شد كه اهل سنّت به دامان قياس و استحسان پناهنده شوند ؟ جواب : ريشهء مطلب در اينجاست كه روز اول از ثقل اللّه الاصغر جدا شدند و خود را از سرچشمهء جوشان و خروشان علم ائمه عليهم السّلام محروم ساختند و تشنه‌لبان در كوير به هر سرابى پناهنده شدند ، امير المؤمنين عليه السّلام را كه در خطبه شقشقيه مىفرمايد : « ينحدر عنى السيل و لا يرقى الى الطير » ، رها كردند و فقط به نصوص نبويه اعتماد نمودند و چون نتوانستند براى تمام حوادث جوابى تهيه كنند به ناچار به قياس