الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

281

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

متنفذين جامعه از قبيل حكومت‌ها ، سرمايه‌داران و ساير طبقات ممتاز جامعه عملى را انجام مىدادند يا به خاطر عادت‌هاى ملى و نژادى و يا به خاطر هواهاى نفسانى و يا به خاطر تقليد از غير و يا به خاطر تفوق بر رقيبان و يا به خاطر اظهار عظمت خودشان و يا به خاطر اظهار عظمت دينشان ، سپس شخصيت‌هاى ديگرى در دوره‌هاى بعدى آمده و از آنان در اين اعمال تقليد مىكنند و تدريجا مطلب در ميان مردم شيوع پيدا مىكند و كسى هم نيست كه آنان را از اين اعمال ناروا بازدارد يا در اثر غفلت يا در اثر مسامحه و يا در اثر خوف و . . . سپس مدت‌هاى طولانى مىگذرد و يك يا دو نسل در رهگذر زندگى مىآيند و مىروند كم‌كم تاريخچه اين عادت به فراموشى سپرده شد و آيندگان گمان مىبرند كه اين سيره سيرهء مسلمين بما هم مسلمون است . و هنگامى هم كه يك امرى در ميان مردم عادت شد ديگر ترك عادت و خروج از آن بسيار دشوار است و حربهء تكفير را به دنبال دارد ما مىبينيم كه جامعه به عادت‌هاى عمومى چه قدر احترام قائل است و كسى را كه بر خلاف آن عمل كند او را از دين خارج مىدانند چنين سيره‌هايى نبايد موجب فريب مجتهد شوند ؛ زيرا اين سيره‌ها از بىمبالاتى سرچشمه مىگيرد . شايد از همين نوع باشد سيره‌هاى ذيل ، از قبيل بوسيدن دست ، برخاستن به احترام تازه‌وارد ، جشن گرفتن در روز نوروز ، آراستن و زينت كردن مساجد و مقابر و . . . نتيجه : اينكه چنين سيره‌هايى مورد وثوق و اعتماد نيست و ما قطع به رسيدن آنها به زمان معصوم نداريم لذا ارزشى ندارد . 3 . ميزان دلالت سيره پس از اينكه دربارهء حجيت سيرهء عقلاييه و متشرعه بحث كرديم وارد مىشويم در بيان مقدار دلالت سيره ، نظير اين بحث تا به حال دو بار تكرار شده است : 1 . مدى دلالة فعل المعصوم ؛ 2 . مدى دلالة تقرير المعصوم . بار سوم در اينجا بحث مىكنيم . مىگوييم : گاهى سيرهء عقلاييه يا شرعيه از