الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
282
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
سيرههايى است كه حجيت دارند و گاهى از سيرههايى است كه حجيت ندارند و كاشف قطعى از موافقت معصوم نيستند ( سيرههاى حجت و غير حجت را در مبحث حجية سيرة العقلاء و حجية سيرة المتشرعة تفصيلا بيان كرديم ) اگر اين سيره از سيرههايى باشد كه حجيت نداشته باشد در اين صورت هيچگونه دلالتى ندارد نه بر وجوب نه استحباب نه اباحه و نه كراهت و نه حرمت ، ولى اگر از سيرههاى معتبره باشد اگر سيره بر انجام عملى باشد بدون هيچ قرينهاى بر وجوب و . . . قدر متيقن و مسلم دلالت بر مشروعيت آن عمل و عدم حرمت آن مىكند چون معصوم كار حرام نمىكند ، ولى به تفصيل حكم اين عمل را روشن نمىكند كه آيا كراهت است ؟ يا اباحه ؟ يا استحباب ؟ يا وجوب ؟ هريك از اينها محتمل است و دليل خاص مىطلبد و سيره بنفسها برآن دلالتى ندارد و اگر سيره بر ترك كارى باشد در اين صورت قدر مسلم دلالت بر مشروعيت ترك و عدم وجوب آن عمل دارد چون معصوم ترك واجب نمىكند و ترك واجب را امضا هم نمىكند اما بيش از اين دلالت ندارد كه آيا اين عمل مستحب است ؟ يا مباح ؟ يا مكروه ؟ يا حرام ؟ كل اينها محتمل است و هريك كه بخواهند تعيين شوند دليل خاص مىطلبد و فلسفهء اين مطلب آن است كه سيرهء عمل است و عمل فى حد ذاته مجمل است و زباندار نيست كه يكى از اين چهار حكم را بيان كند . دو تبصره : 1 . گاهى ممكن است از راه قرائن خارجيه حكم شرعى اين عمل را به دست آوريم مثلا از راه مداومت مسلمين بر انجام يك عمل علاوه بر اصل مشروعيت و جواز استحباب يك عمل را استظهار كنيم ، به جهت اينكه مداومت همهء متشرعه در همهء اعصار بر انجام يك عملى اگر نگوييم دليل بر وجوب آن عمل است لااقل دلالت بر حسن و رجحان آن عمل مىكند و هذا معنى الاستحباب ، و لكن در اين سخن مىتوان خدشه نمود به اينكه اگر مسلم مىشد كه اين استحسان و مدح از شرع سرچشمه گرفته آرى ، مداومت دليل بر استحباب مىشد و لكن شايد منشأ اين امر عادت باشد ، يعنى و لو عمل فى ذاته حسن و رجحانى نداشته ، ولى چون عادت مردمان برآن جارى شده لذا آن عمل را نيكو مىشمارند و اين امر روشنى است كه