الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
239
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
كنند اختلال نظام معاش پيدا مىشود . سؤال : آيا عقلاى عالم احتمال نمىدهند كه متكلم خلاف اين ظاهر را اراده كرده باشد ؟ جواب : چنين احتمالى را مىدهند ، ولى به اين احتمالات اعتنا ننموده و ترتيب اثر نمىدهند اين بناى قطعيه عرف و عقلاى عالم و عند العرف بر همين ظواهر موالى بر عبيد احتجاج مىكنند اگر عبد به ظاهر كلام عمل نكند به بهانهء اينكه من احتمال دادم كه خلاف ظاهر مراد مولا باشد و متقابلا عبيد بر موالى احتجاج مىكنند اگر عبد به ظاهر كلام عمل كند و مولا بهانهجويى كند كه من ظاهر را اراده نكرده بودم . مقدمه ثانيه : هنگامى كه به شرع مقدس مراجعه مىكنيم مىبينيم حتى در يك مورد شارع از اخذ به ظواهر در خصوص مرادات خودش ردع نكرده و جلوگيرى ننموده ، بلكه عملا همه جا بر همين سيره مشى نموده و الفاظش را در همين معانى به كار برده است مثلا از صيغههاى افعل و لا تفعل استفاده كرده ، از عمومات و مطلقات استفاده نموده و . . . حال مىگوييم : از طرفى شارع مقدس هم يكى از عقلاى عالم و رئيس العقلاء است و على القاعده بايد همين مسلك عقلا را داشته باشد و از طرف ديگر مانعى هم از متحد المسلك بودن شارع با ساير عقلا وجود ندارد . به خلاف باب استصحاب و باب رجوع به اهل خبره كه آنجا موانع در كار بود » و از طرف سوم از اخذ به ظواهر هم ردع نكرده و از طرف رابع همه جا عملا بر همين طريقه مشى فرموده است . بنابراين ، يقين مىكنيم كه اين سيره عند الشارع ممضاة است . نتيجه : از انضمام مقدمهء ثانيه به مقدمهء اولى به اين نتيجه مىرسيم كه همانطور كه عقلاى در شئون زندگى اخذ به ظواهر مىكنند و عند العقلاء ظواهر حجت است ، همچنين شارع هم در احكامش به همين ظواهر اعتماد نموده و عند الشارع هم ظواهر حجت و متبع است . بنابراين ، اگر بندگانش به ظواهر كلمات او عمل نكنند خداوند آنها را مؤاخذه نموده و عليه آنها به اين ظواهر احتجاج خواهد نمود و اگر عمل كنند در برابر مولا معذور خواهند بود . حال اصل مطلب كه ظواهر حجيت دارند فى الجملة مورد قبول همهء علماست چه