الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
183
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اجماع آيهاى از قرآن بوده ؟ آيا مدرك اجماع روايت معتبر است ؟ آيا مدرك اجماع ، اجماع است ؟ آيا مدرك اجماع حكم العقل است ؟ هريك را جداجدا بحث مىكنيم : اما اينكه مدرك اجماع ، قرآن باشد به سه صورت قابل تصور است : 1 . اجماعكنندگان به آيهاى از قرآن تمسك نموده و طبق آن فتوا دادهاند و اجماع حاصل شده ، ولى آن آيه به آيندگان نرسيده و اكنون در قرآن نيست . اين احتمال باطل است ؛ چون مستلزم قول به تحريف بوده و چنانكه گذشت ، تحريف به همهء اقسامش در قرآن باطل است . 2 . مدرك اجماعكنندگان آيهاى از قرآن بوده كه اكنونى نيز وجود دارد و آنها به آن توجه داشتند ، ولى ما به كلى از آن آيه غافليم و بر ما مخفى مانده است . اين احتمال نيز باطل است ؛ به دليل اينكه عادتا محال است كه آيهاى در قرآن باشد و با آنهمه فحص و تحقيق به آن دسترسى پيدا نكرده باشيم . 3 . مدرك اجماعكنندگان آيهاى از قرآن بوده كه اكنون نيز در قرآن وجود دارد و مورد توجه ما هم هست ، ولى ما از ظاهر آيه معنايى را كه مجمعين استنباط كردهاند استخراج نكرده و برداشت ديگرى داريم . اشكال اين احتمال هم اين است كه فهم آنها براى خودشان حجت است نه براى ديگر مجتهدين . نتيجه : اگر مدرك اجماع قرآن باشد نه براى ما قطع به حكم واقعى مىآورد و نه حجت معتبرهاى درست مىكند ، پس اين قسم از اجماع كه سودى ندارد . و اما اينكه مدرك اجماع ، اجماع باشد ، يعنى علماى خلف ملاحظه كردهاند كه علماى سلف بر حكمى از احكام اجماع كردهاند آنها نيز اجماع قدما را مدرك و مستند خويش قرار دادهاند و براساس آن فتوا دادهاند و دوباره اجماع درست گرديده اين احتمال هم مبتلا به اشكال است به دليل اينكه ما نقل كلام مىكنيم به اجماع قبلى و دوباره همين سؤالات مطرح مىشود كه آيا آن اجماع سابق با مدرك بوده يا بدون مدرك ؟ اگر داراى مستند بوده آيا مستند آن كتاب است ؟ يا سنت ؟ يا اجماع ؟ و يا حكم عقل ؟ و هريك از احتمالات را ابطال مىكنيم ، پس به ناچار بايد اجماع منتهى شود به مدرك ديگرى غير از اجماع .