الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

101

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

سؤال : اگر ائمه عليهم السّلام خودشان مصدر تشريع اسلامىاند و مستقيما حكايتگر از واقع هستند پس چرا گاهى كلام ديگرى را نقل مىكنند مثلا امام صادق مىفرمايد : از پدرم امام باقر از جدم على بن الحسين عليهم السّلام و . . . چنين روايت شده يا در حديث معروف سلسلة الذهب امام رضا عليه السّلام مىفرمايد : حدثنى ابى قال . . . تا به ذات حق‌تعالى مىرساند رمز مطلب چيست ؟ جواب : عوامل گوناگون دارد كه به برخى اشاره مىكنيم : 1 . به خاطر نص كلام رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است ؛ يعنى چون اين سخن از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيده شده و از او به ما رسيده لذا امام هم به وى اسناد مىدهند و لو خودش هم كه بيان كند مطلب همان است نظير آنچه در نقل كلمات جامعه است كه از قول پيامبر نقل مىكنند مثل جمع الخير كله فى ثلاث و مثل اربع من علامات السعادة و . . . و مثل حديثى كه در كتاب من لا يحضره الفقيه ( ج 4 ، ص 254 تا ص 271 ) بيان شده است . 2 . به منظور اتمام حجت بر ديگران است كه چون ديگران امامت امام عليه السّلام را قبول نداشتند ، ولى به امانت‌دارى و اطمينان و عدالت آنها معترف بودند و لذا حضرت به پيامبر استناد مىداد تا طرف را قانع سازد . سؤال : از كجا بفهميم كه اين دوازده نفر امام و معصوم‌اند و كلامشان جارى مجراى كلام رسول است در حجيت ؟ جواب : امانت ائمه عليهم السّلام و عصمت آنان علم كلام به ثبت رسيده و از عهده عالم اصولى خارج است . حال كه مسلم شد كه سنت با آن دامنهء وسيعى كه دارد كه شامل اقوال و افعال و تقريرات ائمه عليهم السّلام هم مىشود در نزد علماى شيعه مصدر و منبع احكام شرعيه است مىگوييم : اگر مكلف بتواند مستقيم و بدون واسطه اين سنت را تحصيل كند ؛ يعنى از زبان خود امام عليه السّلام بشنود و يا در فعل و امضاى او مشاهده كند در اين صورت حكم اللّه واقعى را از سرچشمه اصلى و مصدر حقيقى آن دريافت نموده و از ناحيه سند اين حكم شك و ترديدى ندارد اگرچه از ناحيهء دلالت ممكن است جزم و يقين پيدا نكند ؛ زيرا چه‌بسا كلام امام عليه السّلام ظهور در امرى دارد ، ولى احتمال خلاف هم دارد و يا كلام