الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
102
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
امام عليه السّلام مجمل است و هيچ ظهورى ندارد . حال مثل چنين انسانى مثل كسى است كه حكم واقعى را مستقيما از زبان قرآن بگيرد ؛ يعنى همان گونه كه در استناد به قرآن و اخذ از قرآن ، حكم را از مصدر اصلى گرفته و از ناحيه سند ترديدى ندارد همچنين است در اخذ حكم از سنت حقيقيه ، و اين هر دو راهگشاى بشريتاند منتهى قرآن ثقل اكبر الهى و معصومين عليهم السّلام ثقل اللّه اصغرند ؛ چنانكه در حديث متواتر ثقلين آمده است : « انى تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه و عترتى ( اهل بيتى ) ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض » . اگر جويندهاى حكم واقعى را نتوانست از طريق سنت واقعى به دست آورد و دسترسى به معصوم نداشت و نتوانست حكم اللّه را مستقيما از زبان معصوم بشنود و يا در عمل و تقرير معصوم شاهده كند مثل خود ما كه در عصر غيبت به سر مىبريم و به حسب ظاهر دستمان از دامان امام زمان عليه السّلام كوتاه است در اينجا ما وظيفه داريم كه در مرتبه اول به قرآن مراجعه كنيم و در مرحلهء ثانيه به احاديث و اخبارى كه در كتب اربعه موجود است و توسط محدثين بزرگوار به ما رسيده اخذ كنيم ، البته اين روايات خودشان سنت نيستند ؛ زيرا سنت قول و فعل و تقرير معصوم است ، ولى اين روايات حكايت مىكند و نقل مىكند قول يا فعل امام را لذا نام اينها را بايد سنت حاكيه و ناقله گذاشت و اگر احيانا بر اين احاديث سنت اطلاق مىشود از باب تسمية الدال باسم المدلول است و اطلاق مجازى است . 1 . دلالت فعل معصوم پس از بيان مقدمه مباحث ثانى را در چهار بخش قرار مىدهيم : 1 . فعل المعصوم ، 2 . تقرير المعصوم ، 3 . خبر متواتر ، 4 . خبر واحد . بخش اول . مقدار دلالت فعل معصوم : ترديدى نيست در اينكه اگر معصوم عملى را