الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
364
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
مىتوانيم به اطلاق كلام مولى تمسك كنيم و بگوييم كه مولى در مقام بيان بوده و اگر مرادش خصوص رقبهء مؤمن بود ، بايد قيد زايدى بياورد و چون قرينهاى نصب نكرده ، با اينكه مولاى حكيم است و ملتفت هم بوده ، ترسى هم نداشته ، كسى هم مانع او نشده بود آن را در آوردن قرينه ، مع ذلك نياورده ؛ پس معلوم مىشود كه مرادش عتق مطلق رقبه است ، چه رقبهء مؤمن و چه كافر . پس از تمسك به اطلاق ، آنگاه اطلاق كلام حجت مىشود از مولى بر عبد كه اگر امتثال نكند ، مؤاخذه مىشود و از عبد بر مولى كه اگر به اطلاق عمل كرد ، مولى او را مؤاخذه نمىتواند بكند و او عذر دارد . هركجا براى ما از دليل خارجى محرز شد كه مولى در مقام بيان حكم به منظور عمل مكلف بوده ، آن جاها به اصالة الاطلاق تمسك مىكنيم و هركجا از دليل خارجى فهميديم كه مولى در مقام اهمال و اجمال است ، اينجا هم حق تمسك به اطلاق نداريم چون اطلاق نيست و هركجا شك كرديم كه آيا متكلم در مقام بيان بوده يا در مقام اهمال و اجمالگويى ، اينجا چه كنيم ؟ مىفرمايد : از اصول عقلايى استفاده مىكنيم . اصل عقلايى اين است : اصل آن است كه مولى در مقام بيان بوده ، عقلاى عالم ، از اين اصل ، عند الشك استفاده مىكنند ، چنانكه اگر شك كنند كه آيا متكلم ملتفت بوده يا غافل جاد بوده يا هازل ؟ مىگويند : ان شاء اللّه او ملتفت بوده ، ان شاء اللّه جدى گفته ، ان شاء اللّه خطا نكرده ، پس اصل آن است كه ان شاء اللّه در مقام بيان بوده نه اهمال و اجمال . دو نكته قدر متيقن در مقام تخاطب به نظر مشهور علما ، مقدمات حكمت ، همان سه مقدمهاى بود كه در بحث گذشته بيان شد لكن برخى از علما دو مقدمهء ديگر هم به اين مقدمات افزودهاند كه آنها را تحت عنوان تنبيهان ذكر مىكنيم : يكى از آن دو مقدمه عبارت است از قدر متيقن در مقام تخاطب . اين مقدمه را آخوند اضافه كرده و فرموده : اگر بخواهيم به اطلاق كلام تمسك كنيم ، بايد قدر