الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
347
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
1 . من حيث هى . 2 . مشروط به وجود امر خارجى . 3 . مشروط به عدم امر خارجى . 4 . لا به شرط از وجود و عدم آن امر خارجى . و چيزى كه وجودى مستقل از آن اعتبارات دارد ، هرگز نمىتواند مقسم براى آن اعتبارات سهگانه باشد چون مقسم همواره در ضمن يكى از اقسامش موجود است و وجود مستقلى ندارد ؛ پس ماهيت لا به شرط مقسمى ، مقسم اين سه است و كاملا روشن شد كه اين دو اصطلاح ، متباينان هستند نه مترادفان . 2 . اعتبار ماهيت به هنگام حكم برآن تا به حال دانستيم كه ماهيت مهمل با ماهيت لا به شرط مقسمى متباين هستند . حال در ادامهء بحث مىفرمايد : اگر دلتان مىخواهد كه به ماهيت مهمل نام ماهيت لا به شرط بدهيد ، ما ابا و امتناعى نداريم و مىپذيريم لكن بايد بدانيم كه لا به شرط در اينجا ، غير از لا به شرط در لا به شرط مقسمى است و غير از لا به شرط در لا به شرط قسمى است و منظور ديگرى دارد . توضيح ذلك : با اين محاسبهء اجمالى ، ما سه نوع لا به شرط پيدا مىكنيم ؛ به عبارت ديگر ، اصطلاح لا به شرط ، در سه مورد به كار برده مىشود و در هركدام معنايى دارد : 1 . در مورد ماهيت مهمل ، مراد از لا به شرط در اينجا عبارت است از لا به شرط از جميع قيدها و خصوصيات خارجى ، يعنى اين ماهيت ، نسبت به تمام امور خارجى به شرط است و از تمام آنها قطعنظر شده است و تمام نظر دوخته شده به ذات و ذاتيات . 2 . در مورد ماهيت لا به شرط مقسمى ، و مراد از لا به شرط . در اينجا عبارت است از اينكه اين ماهيت ، لا به شرط است نسبت به هريك از اعتبارات ثلاثهء ماهيت ، يعنى به شرط است نسبت به اعتبار به شرط شىء بودن و لا به شرط است نسبت به اعتبار به شرط لا بودن و لا به شرط است نسبت به اعتبار لا به شرط قسمى بودن ؛ و دليل مطلب اين است كه هر مقسمى ، نسبت به خصوصيات اقسامش ، لا به شرط است يعنى نه