الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

290

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

اينجا فرموده مخصص لبى در حكم مخصص لفظى متصل است و سبب اجمال عام مىگردد و بنابراين نتوان به عموم عام تمسك نمود . اما اگر مخصص لبى از احكام عقل نظرى باشد ، كه اى چه‌بسا مولاى عرفى از ذكر آن غفلت نموده ، و عبد بدون تأمل به آن نمىرسد ، در اينجا مولى نمىتواند در مقام بيان مراد واقعىاش به آن اعتماد كند ؛ لذا اگر نياورد ، عند الشك مىتوان به عموم عام تمسك كرد . و براى اثبات اين مدعى ، استشهاد نموده به سيرهء عقلايى و فرموده اگر مولايى به عبدش بگويد « اكرم جيرانى » ، جيران جمع مضاف است و مفيد عموم است و شامل مىشود همسايه‌هايى را كه صديق مولى هستند ؛ و همسايه‌هايى را كه عدو مولى هستند و همسايگانى كه مشكوك العداوة هستند ، خود مولى تخصيص لفظى نياورده ، ولى عبد رفت و فكر كرد و به اين نتيجه رسيد كه مولى ، اكرام همسايه‌هاى دشمن را نمىخواهد ؛ حال ، در اينجا نسبت به افراد مشكوك ، عبد حق ندارد آنها را اكرام نكند و سپس عذر بياورد كه من احتمال دادم كه اين‌ها عدو مولى باشند لذا اكرام نكردم . خير ، مولى حق دارد او را مؤاخذه نمايد به اينكه ظاهر كلام من شامل اين‌ها هم مىشد ؛ و حجت اقوائى هم در قبال او نيست ، و بناى عقلا هم بر اين است كه هركسى را كه يقين به عداوت او ندارند ، اكرام مىكنند ، و اين ظهور ، به حكم بناى عقلا ، حجت است ؛ پس در اين مورد مىتوانيم نسبت به مصاديق مشكوك ، به اصالة العموم تمسك كنيم . و زاد على ذلك : جناب آخوند ، از اين سخن ، نتيجهء بالاترى گرفته و آن اينكه نه تنها در اين فرد مشكوك مىتوانيم به عموم عام تمسك كنيم و حكم عام را بر او ثابت كنيم ، بلكه از راه اينكه حكم عام شامل اين فرد هم هست ، به اين نتيجه مىرسيم كه اين فرد مشكوك ، از افراد عنوان خاص هم نيست با انضمام يك كبراى كلى . مثلا در همان مثال اكرم جيرانى ، نه تنها نسبت به فردى كه مشكوك العداوة است ، ما به عموم عام تمسك مىكنيم به حكم بناى عقلا و حكم عام را براى او ثابت مىكنيم ، بلكه به دنبال اين ، يك كبراى كلى هم ضميمه مىكنيم و نتيجهء برترى مىگيريم ؛ يعنى مىگوييم : هذا الفرد المشكوك عداوته ، يجب اكرامه و كل من يجب اكرامه فليس عدوا