الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
283
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
و گاهى تنافى بينهما بالعرض است و در اثر عامل خارجى است مثل اينكه يك دليل مىگويد : در روز جمعه ، نماز جمعه واجب است و دليل ديگر مىگويد : روز جمعه ، نماز ظهر واجب است . اين دو دليل فى انفسهما با يكديگر تعارض و تكاذبى ندارند چون موضوعها جداست و محال نيست كه مكلف در يك روز جمع كند بين الظهر و الجمعة . لكن ما از دليل خارجى ، علم اجمالى پيدا كردهايم كه در ظهر روز جمعه ، يك نماز بيشتر واجب نيست ، يا ظهر يا جمعه ؛ لذا اين دو دليل ، تعارضشان بالعرض است ، يعنى به خاطر وجود علم اجمالى است . با توجه به اين مقدمه مىگوييم : در نحن ما فيه اگر بخواهيم اصالة العموم را در احد المتباينين جارى كنيم ، ترجيح بلا مرجح است ، و اگر در هر دو بخواهيم جارى كنيم ، اين دو اصالة العموم تعارض مىكنند و هر دو تساقط مىكنند ، به جهت اينكه علم اجمالى داريم كه يكى از اين دو فرد قطعا تخصيص خورده ولى نمىدانيم كه اين فرد است يا آن فرد ؛ لذا دو اصالة العموم تعارض مىكنند در اثر وجود علم اجمالى ، و الا لو لا العلم الاجمالى لجرى أصالة العموم فى كل منهما . در پايان مىفرمايد : بلكه مىتوان گفت كه با وجود علم اجمالى ، نوبت به جريان اصالة العموم در متباينين نمىرسد تا اينكه در اثر تعارض ، تساقط كنند بلكه نفس وجود علم اجمالى ، مانع مىشود از جريان اصالة العموم ، چون روى هركدام از دو فرد كه دست بگذاريم ، طرف علم اجمالى است و احتمال مىدهيم كه همين فرد ، مستثنى باشد . لذا نمىتوانيم به اصالة العموم ، در مورد او تمسك كنيم . يك نكته : در موارد يك و دو و چهار ، اجمال خاص سرايت به عام مىكند ، با اين تفاوت كه در موارد يك و دو ( كه مخصص متصل بود ) آنجا باعث مىشود كه ظهور عام ، از ريشه مرتفع شود و اصلا ظهورى براى عام در عموميت منعقد نشود ، فقط يك ظهور بدوى متزلزل پيدا كرد كه به مجرد آمدن مخصص مجمل ، او هم مرتفع شد و ظهور ديگرى جاى او را نگرفت و كلام به كلى مجمل شد ( آخوند اين موارد را اجمال حقيقى مىنامد ) . ولى در مورد چهار ، چون مخصص منفصل است ، با اصل ظهور عام در عموم