الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

244

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

سياق كلام دلالت مىكند بر لفظ مقدر يا معناى مقدر مفرد يا جمله . و سپس دلالت سياقيه را سه قسم مىكنيم : 1 . دلالت اقتضا ، 2 . دلالت تنبيه ، 3 . دلالت اشاره . و هركدام را جداگانه بحث مىكنيم . 1 . دلالة الاقتضاء قسم اول از اقسام دلالت سياقيه ، عبارت است از دلالت اقتضا ، و آن عبارت است از دلالتى كه داراى دو ويژگى است . 1 . اصل دلالت ، مراد و مقصود متكلم باشد . 2 . صدق كلام يا صحت كلام ، متوقف برآن دلالت باشد ؛ كه بدون آن ، كلام يا صحيح نيست و غلط است . و يا كاذب است و صادق نيست . « لا يخفى كه صحت يا صدق ، به صورت مانعة الخلو است يعنى حتما احدهما بايد باشد . در بعضى امثله ، فقط صحت كلام و در بعضى فقط صدق كلام و در بعضى هر دو متوقف است برآن دلالت » . حال ، اين توقف صحت يا صدق هم گاهى توقف عقلى و به حكم عقل است . و گاهى توقف شرعى و به حكم شرع است ، و گاهى توقف لغوى است ( لغت بالمعنى الاعم كه شامل كليهء ادبيات عرب مىشود ) و گاهى توقف عادى و عرفى است . اينك هفت مثال براى دلالت اقتضا : 1 . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرموده : لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام . ضرر و ضرار ، به معانى مختلفى معنا شده . ممكن است مراد از ضرر و ضرار ، هر دو ، يكى باشد يعنى ضرر رساندن مسلمانى به مسلمان ديگر . و ممكن است مراد از ضرر ، ضرر به نفس و مراد از ضرار ، ضرر به ديگرى باشد . و ممكن است مراد از ضرر ، ضرر يك طرفى و مراد از ضرار ، ضرر طرفينى باشد ؛ كه اين به آن ، و آن به اين ضرر بزند . در اين حديث ، صدق كلام ، متوقف است كه كلمهء حكم يا اثر شرعى در تقدير گرفته شود ؛ كه مراد اين باشد كه حكم ضرورى در اسلام نيست . زيرا اگر چيزى مقدر نباشد ، ظاهر كلام اين است كه ضرر و ضرار در نزد مسلمين نيست . يعنى مسلمين به