الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
125
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
اما در اينكه « صيغهء افعل ، ظهور در چه دارد ؟ » اقوال فراوانى وجود دارد : 1 . قيل : صيغهء افعل ، ظهور در وجوب دارد ( و هو قول الاكثر ) . 2 . قيل : صيغهء افعل ، ظهور در استحباب دارد ( و هو قول الجبائيان ) . 3 . قيل : صيغهء افعل ، ظهور در مطلق الطلب دارد و وضع شده براى مطلق الطلب كه اعم است از طلب وجوبى و استحبابى ( و هو قول المحقق العراقى ) . 4 . قيل : صيغهء افعل ، مشترك لفظى است ما بين وجوب و استحباب ، و براى هركدام جداگانه وضع شده است [ و هو قول السيد المرتضى رحمه اللّه ] . جناب مظفر مىفرمايند : به نظر ما ، صيغهء افعل ، ظهور در وجوب دارد . ولى استدلال نمىآورند ( و مهمترين دليل ، همان بناى عقلاست كه از ظاهر فعل امر ، عند التجرد عن القرائن ، وجوب را استفاده مىكنند ) و شاهدش آن است كه تارك امر را عاصى شمرده و او را مستحق مذمت مىدانند . اما مقام دوم : در اينكه « منشأ و سرچشمهء ظهور چيست ؟ » سه قول است : 1 . منشأ ظهور ، وضع واضع است . يعنى واضع لغت عرب ، صيغهء افعل را وضع نموده براى دلالت كردن بر وجوب . بنابراين اگر در استحباب به كار برده شود ، مجاز خواهد بود ( و هذا قول مشهور القدماء ) . 2 . منشأ ظهور ، انصراف ( يكى از مقدمات حكمت ) است . يعنى واضع ، صيغهء افعل را وضع نموده براى مطلق الطلب . و مطلق الطلب دو فرد دارد ؛ يك فردش طلب وجوبى است كه مرتبهء شديدى از طلب است و يك فرد ديگرش طلب استحبابى است كه مرتبهء ضعيفى از طلب است . و چون وجوب مصداق اتم و اكمل طلب است ، لذا عند الاطلاق ، انصراف پيدا مىكند اين طلب به طلب وجوبى . و اراده كردن طلب استحبابى ، نيازمند قرينهء خاص است . پس وجوب ، قيد مستعمل فيه است نه قيد موضوع له . 3 . منشأ ظهور ، حكم عقل است . بدين بيان كه : هنگامى كه امرى از مولى صادر شد ، عقل ، مستقلا در باب اطاعت و عصيان ، حكم مىكند به اينكه به مقتضاى حقوقى