سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

81

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

نامند و هاجر در همانجا منزل گرفت و پس از اتمام ، ابراهيم و اسمعيل ( ع ) در هشتم ذى الحجه در همان آب زمزم غسل كردند و مشغول اعمال حج گرديدند و ابراهيم پس از اتمام بناى خانه كعبه گفت رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ تا آخر آيه كه شرحش داده شد . رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ابو الفتوح رازى گويد اينجا يكى از جاهايى است كه كلامى در آن حذف شده بايست اينطور باشد « يقولان ربنا » كه ابراهيم و اسمعيل چنين ميگفتند « يا ربنا تقبل منا » اى پروردگار ما از ما بپذير كه تو شنوا و دانايى ميشنوى گفتار ما را و ميدانى افعال و اعمال ما را زيرا كه تو سميع و بصيرى . و نيز گويد آيا سميع و بصير دو صفت ديگرى ميباشند از اوصاف جمال الهى يا بازگشت آن بعلم است يعنى عالم است بشنيدنيها و عالم است بديدنيها لكن قول صحيح اين است كه گفته شود مرجع اين دو صفت « حى » است كه حى بمعنى فعال و دراك است و بينا و شنواست و عليم صيغه مبالغه و براى زيادتى علم اعمال شده . ( پايان ) آرى بهتر همانست كه گفته شود سميع و بصير دو صفت زائدى از اوصاف ربوبى بشمار نمىآيند زيرا اگر چه تمامى اوصاف الهى از علم و قدرت و باقى صفات جمال و جلال يكى و عين ذات الهى ميباشند و تعدد باعتبار اضافه بممكنات پديد گشته و گر نه تمام صفات جلال سبحانى ناشى از وجوب وجود و تمامى صفات جمال و كمال لم يزلى ناشى از صفت قيوميت اوست و كثرت باعتبار مفاهيم و اضافات است ، لكن ظاهرا در سميع و بصير فقط در لفظ تعدد و كثرت دارد و غير از علم بشمار ميآيد نه در مفهوم و گر نه همان علم است كه گاهى اضافه مينمائيم بمبصرات و گوئيم او تعالى بصير است و گاهى اضافه مينمائيم بمسوعات و گوئيم او سميع است . خلاصه در باقى صفات اگر چه بازگشت همه بذات احدى و صفت قيوميت اوست لكن نظر باضافه موارد و نسبت صفات بممكنات در صفات الهى كثرت مفهومى پديد ميگردد چنانچه گوئيم صفات حق سبحانه عين ذات و عين حقيقت و عين وحدت است