سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

414

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

اعتراض از ظاهر اين حديث چنين بر مىآيد كه ابراهيم وقتى ديد آن مرده را حيوانات برى و بحرى ميخورند و هر قطعه بدن وى جزء حيوانى ميگردد همان شبهه آكل و مأكول كه مشهور بين منكرين معاد است بنظرش مىآيد كه در قيامت اجزايى كه جزء بدن ديگرى گرديده عود آن چگونه است آكل زنده مىشود يا مأكول نميشود هر دو زنده شوند زيرا كه در اين فرض بدن مأكول جزء بدن آكل شده ديگر از مأكول چيزى باقى نيست كه بگوئيد در قيامت اجزاى آن با هم جمع ميشوند و روح عود مينمايد به بدن پس بايستى فقط آكل زنده شود نه مأكول و نميشود هر دو زنده شوند و اين آيه كه چهار مرغ را بگير و اجزاء آن را با هم مخلوط گردان تا آخر آيه جواب شبهه آكل و مأكول را نميدهد زيرا كه اجزاء آن طيور بعينه موجود بوده و جزء يكديگر نشده بود منتهى از هم متفرق گرديده و پس از آنكه ثانيا با هم ضميمه گرديده به حالت اوليه خود برميگردد . پاسخ از همين آيه شبهه آكل و مأكول نيز رد مىشود زيرا چنانچه حكماء گويند شيئيت شىء به صورت است يعنى صورت نوعى نه شخصى نه « بماده » پس وقتى آن چهار كبوتر بكوبيدن در هم از صورت حيوانى و كبوترى بيرون رفتند بطورى كه اجزاى هر يك از آنان به ديگرى مخلوط گرديد ديگر آنها را كبوتر ننامند آن وقت بمخلوط شدن آنان در هم وجود كبوترى مفقود گرديد و پس از اجتماع مواد باذن قادر متعال حيات جديدى پيدا مينمايند ؛ همين طور است آنجايى كه انسان را حيوانى يا انسان ديگر بخورد انسان جزء حيوان يا انسان ديگرى نگرديده بلكه صورت انسانى از وى گرفته شده و نزد حافظ الصور محفوظ است و نيز حيات انسانى او قائم بنفس انسانى وى است نه قائم باجزاء بدنش تا آنكه گوئيد وقتى حيوانى يا انسانى انسانى را بخورد جزء او ميگردد و راجع بزنده شدن در قيامت شبهه آكل و مأكول پيش آريد ؛ آرى روح حيوانى كه ناشى از بخاراتى است كه از قلب متصاعد بدماغ مىشود قائم به بدن است كه آن هم به مردن