سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

415

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

فانى ميگردد و جزء ديگرى نميشود بلكه ممكن است گفته شود بدن انسان و نيز قواى فعاله آن از تغذيه و تنميه و باقى افعال نفسانيه بدن قائم بنفس انسانى است كه به مردن از بدن مفارقت مينمايد و آن باقى مانده را كه بدنش مىنامند در واقع اسكلتى و شكلى از بدن حقيقى بيش نيست بدن حقيقى ظل روح انسانى و پرتو اوست و هر كجا روح انسانى جاى گرفت بدن فعلى و حقيقى او با وى است چنانچه بعقل و نقل ثابت شده كه در عالم برزخ نفس با صورت مثالى كه صورت فعلى وى است همراهست مگر نميبينى در بسيارى از اخبار رسيده كه در قيامت هر كسى به صورت عملش وارد محشر مىگردد اگر نبود اينكه بدن حقيقى انسانى ناشى از نفس و پرتو روح وى است چگونه در قيامت كه هر چيزى بحقيقت ظهور و بروز مينمايد بدن به صورت اخلاق تظاهر مينمود . خلاصه به مردن چيزى از حقيقت انسانى شخص كاهيده نميگردد فقط ماده اوليه بدن او به صورت ديگرى در آمده و بخراب گرديدن و مندك شدن عالم دنيا تمام صور موجودات مادّى جسمانى اعدام ميگردد و بدلالت قوله تعالى يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ يعنى روزى كه تبديل ميگردد زمين به غير زمين توان استشهاد نمود كه وقتى كه عالم دنيا خراب گرديده ماده موجودات كه حكماء قديم آن را ( هيولى ) ميگفتند و حكماى اخير نيرو يا اثير يا هر چه اسم نهند به صورت اخروى در آيد ارواح بشر به حكم قادر متعال ثانيا به همان ماده اوليه تعلق گيرند آن وقت صورت برزخى بامر تكوينى تعلق گيرد بماده و انسان تحوّل ديگرى پيدا نمايد و با روح و جسم وارد عالم آخرت گردد زيرا كه ماده اوليه كه آن را مادة المواد گويند قابل افاضه هر نوع صورتى است و حيات جديدى كه در خور عالم قيامت باشد بوى افاضه مىشود تا اينكه علاوه بر عذاب و ثواب روحانى طعم عذاب و ثواب جسمانى را نيز بچشد زيرا كه ادراكات جسمانى منوط بآلات جسمانى است و جسم تركيب شده از ماده و صورت است صورت بلا ماده را جسم نگويند و ماده بلا صورت را جسم ننامند و اگر بخواهيم راجع بمعاد روحانى و جسمانى بحث نمائيم سخن طولانى مىگردد و اجمالى از آن را در كتاب معاد و آخرين سير بشر تذكر داده‌ايم هر كس ميل دارد رجوع به آن جا نمايد .