سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

18

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

سحر بشمار آورده يكى از اقسام شر و مفسده بشمار مىآيد ، چگونه مبدء عالم و واجب الوجود كه خير محض است اذن در عمل شر ميدهد و اذن دادن البته همان خواستن اوست و خواستن و اراده كردن همان فعل اوست اگر رضايت به عمل سحر نداشت و اذن در انجام آن نميداد هيچوقت چنين فسادى در عالم واقع نميگرديد پس بازگشت شرور بمبدء خيرات ميگردد « با اينكه از خير محض جز نكويى نايد » پاسخ گوئيم چنانچه دانشمندان گفته‌اند شر يا امر عدمى محض است يعنى هر جا شرّى و فسادى پديد گردد بازگشت آن بعدم و نيستى است يا اگر امر وجودى گرفتيم و گفتيم در مقابل خيرات كه امر وجودى است عرض اندام دارد و اگر امر عدمى محض بود ممكن نبود در مقابل وجود پايدار بماند گوئيم شريّت بالعرض وجود دارد يعنى شرّ از نقص وجود پديد ميگردد ، موجود ناقص از جهت نقص وجودش منشأ شرور و فساد ميگردد پس از اين بيان معلوم مىشود كه شر و فساد هر چه در عالم واقع گردد مبدء وجودى نميخواهد زيرا كه شر يا امر عدمى است و امر عدمى را همان عدم علت وجود وى كافى است براى نيستى آن و اگر امر وجودى گرفتيم منشأ و بازگشت آن به نقص وجود كه آن نيز امر عدمى است برميگردد و در همين مثال كه جدايى بين زن و شوهر باشد و آن را از آثار سحر بشمار آورده همان عدم الفت و اتفاق بين آنان است وقتى الفت و اتفاق برداشته شد لا محاله جدايى و نفاق بين آنها پديد ميگردد . بعبارت واضحتر گوئيم تحقق و وجود هر چيزى در عالم منوط به دو چيز است : يكى وجود مقتضى ، و ديگرى عدم مانع ، و تمام مقتضيات وجودى از طرف مبدء كائنات تحقق پذيرد منتهى الامر از روى حكمت بشيطان و همچنين به تمام مفسدين عالم تمكن داده كه مانع خير گردند و البته وقتى مانع خير گشتند شر كه همان نبودن خير است تحقق مىپذيرد « و يكى از معانى اذن كه فرموده إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ همان تمكن دادن شياطين است براى مانعيت از امر خير چنانچه در آن آيه حكاية از قول شيطان فرموده لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ و معلومست كه اغوا نمودن و گمراه كردن همان مانعيت از