سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
10
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )
خيال و قوه واهمه است كه از طريق حواس ظاهره يا غير آن آنچه همت بر آن گماشته در قوه خيال حاضرين مجسم ميگرداند نه اينكه واقعا بتواند تصرف در مواد موجودات كند و حقيقتا تغيير شكل دهد يا معدوم را موجود يا موجود را معدوم گرداند فقط هستى بخش خدا است و بس و تمكن پيمبران در مواد و تغيير شكل دادن اشياء بقدرت ربانى و خواست الهى انجام ميگيرد منتهى الامر خداوند براى اثبات رسالت امور خارق العادهاى بدست آنها جارى ميگرداند و اگر فرضا بندرت از ساحرين كسى پيدا شود كه بتواند اندك تصرفى در مواد كند اگر در بدن خود اوست آن از طريق قوت نفسانى و غلبه قوه ارادى وى است كه از طريق رياضات و ترك مشتهيات طبيعى ممكن است نفس غالب بر طبيعت گردد و در بدن خود تصرف كند مثل اينكه روى آب راه رود و در هوا بدون وسائل خارجى بپرد و اگر تصرف در بدن غير از انسان يا حيوان باشد شايد آن نيز از راه تصرف در قوه خيال او باشد كه به قوت ارادهاى كه در اثر رياضات وى را پديد گشته اولا تصرف در خيال آن شخص مينمايد و در قوه واهمه وى آنچه مراد او است القاء ميگرداند آن وقت از راه وهم تسلط مىيابد در بدن وى و او را تحت تسخير خود در مىآورد و امر خارق العادهاى اظهار مينمايد . 3 - سحر غالبا با اسباب خارجى انجام ميگيرد و منوط بعملياتى است كه نزد اهلش معلوم است لكن معجزه محتاج بوسائل خارجى نيست بمحض اراده نبى كه مظهر و نماينده اراده و قدرت الهى است انجام ميگيرد . 4 - سحر چون از قوه نفسانى ساحر پديد گشته محدود بوقت بخصوص و مقيد به عمل مخصوص است لكن معجزه پيمبران چون از قوت الهى و فيض ربانى پديد گشته محدود به حد خاص و مقيد بوقت بخصوصى نيست اين است كه پيمبران در مواد عالم تصرف مينمايند و باراده حق تعالى كار خدايى ميكنند . 5 - ممكن نيست سحر با معجزه مقابلى نمايد و در برابر آن عرض اندام نمايد كه به زودى معجزه سحر را معدوم و مضمحل ميگرداند زيرا كه سحر بمنزله ظلمت است و از تصرفات نفسانى به عمل آمده و معجزه نور است و از مقام شامخ عقل پديد گرديده وقتى