سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

237

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

مفسدان و منافقان و شياطين انسى است كه اينها سد راه افراد بشر ميباشند و نيز براى اين است كه امر رسالت شايع گردد و كسانى كه استعداد قبول دارند بفهمند و خواهى نخواهى حاضر گردند وقتى حاضر شدند و بعقل و سريره خود تميز بين حق و باطل دادند از روى فهميدگى و دانستگى بميل و رغبت قبول حق نمايند و چون دين اسلام بايستى تا قيامت باقى ماند و تحقيق هر چيزى منوط به دو چيز است يكى مقتضى و ديگرى رفع مانع و شايد قوله تعالى لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ سوره حديد آيه 25 اشاره بهر دو جهت دارد كه ارسال رسل و انزال كتب آسمانى ميزانى است عدل و مقتضى اعلان كلمه توحيد و موجب خلوص در بندگى است و انزال حديد اشاره باشد كه در صورتى ارسال پيمبران و كتب آنها مقتضى ايمان است كه مانع در كار نباشد و براى رفع مانع آهن را كه شايد اشاره بشمشير و باقى مهمات جنگى است از سماء قدرت فرود آورديم براى رفع فساد مفسدين كه مانع برداشته شود و كلمه حق نفوذ نمايد . و اينكه نصارى در مقام اعتراض گويند مردم را باجبار داخل در دين ميكردند پاسخ گوئيم اصلا دين اجبارى معنى ندارد زيرا كه دين عبارت از تصديق زبانى و اذعان قلبى است چگونه ممكن است به زور و اجبار بشود كسى ايمان آرد و اگر فرضا به زبان تنها كسى كلمه شهادتين بگويد و قلبش اذعان به آن نداشته باشد هرگز نمىشود چنين كسى را زير بار احكام و تكاليف برند مثل منافقين كه يا از ترس و يا بطمع اظهار ايمان ميكردند لكن در مقام عمل رسوا ميشدند با اينكه تاريخ نشان ميدهد كه مؤمنين صدر اول چنان در ايمان خود محكم و پابرجا بودند كه از جان و مال و آنچه داشتند در راه اسلام فدا ميدادند اعرابى كه هميشه براى خونريزى يكديگر شمشير كشيده بودند در اثر تعليمات اسلامى چنان اتحاد و يگانگى بين آنان پديد گرديد و تمام آنها زير لواى توحيد چنان مجتمع گرديدند كه گويا يك بدن از تمامى آنها تشكيل شده بود آيا عقل قبول مىكند كه دينى و ايمانى كه از روى اجبار و از ترس شمشير باشد چنين نفوذى پيدا كند هرگز نميشود اگر ايمان حقيقى در مؤمنين صدر اسلام نبود چگونه مؤمنين ميتوانستند اكثر