سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

238

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

ربع مسكون را در تصرف خود آرند . خلاصه اگر خوب بنگرى ميفهمى كه جهاد پيغمبر اسلام يا براى دفاع بوده كه براى حفظ جان خود و مؤمنين مأمور بجهاد گرديده بود و يا براى رفع فساد و جلوگيرى از مفسدين كه نمىگذاشتند مردم بدين حق در آيند و نيز براى اينكه حكم اسلام نفوذ نمايد و مانع بر طرف گردد . و اينكه گويند انبياء در مقام تبليغ اقتصار بدعوت مينمودند و متعرض كسى نميشدند و كسانى كه ايمان مىآوردند برضا و رغبت ايمان مىآوردند نه باجبار و اكراه كتابهاى آسمانى مثل قرآن و چنانچه مفسرين گويند تورات خلاف آن را نشان ميدهد در قرآن مجيد خبر ميدهد كه موسى عليه السلام قوم خود را مأمور گردانيد بجنگ امالقه آنجا كه فرموده إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ تا آنجا كه گويد يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ تا آخر آيه و نيز حكايت سليمان راجع به شهر سبأ كه آنها را بجنگ تهديد مينمايد . آرى راجع به زمان حضرت عيسى عليه السلام معلوم نيست جنگى واقع شده باشد البته حضرت عيسى عليه السلام براى حكمتى مأمور بجهاد نبوده و با اينحال ببين چگونه كفار نگذاشتند امرار حيات نمايد و به گمان غلط خود او را بدار زدند و خداوند او را به آسمان بالا برد . الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ حرمات جمع حرمت است مفسرين گويند مقصود از ماه حرام ماه ذى القعده است كه حضرت رسول عازم حج بود و كفار قريش نگذاشتند وارد مكه گردد و آن وقت مأمور بجنگ نبود اين بود كه حج ننموده برگشت و در هر سالى چهار ماه آن را حرام ناميده‌اند ، ذى القعده الحرام ، ذى الحجة الحرام ، محرم الحرام كه اين سه ماه از ماه‌هاى حرام دنبال يكديگر است و يك ماه ديگر كه ماه رجب باشد كه آن نيز از ماه‌هاى حرام شمرده مىشود جدا افتاده و اين چهار ماه را حرام گفتند براى اينكه در اينها جنگ كردن حرام بوده و گويند مؤمنين بقدرى حرمت اين چهار ماه را مراعات مينمودند كه اگر كسى قاتل پدر خود را هم ميديد او را رها مينمود و متعرض او نميشد .