سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

175

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

است كه آنچه را در وى فائده دنيوى تصور گردد و نفس باعتبار حظوظ نفسانى مايل به او ميگردد در اطراف آن تصورات صحيح يا فاسد مينمايد . خاطر شيطانى آن خطوراتى است كه در نفس القا مىگردد و داعى مىشود بر معاصى و آنچه از طرف عقل و شرع نهى در باره آن رسيده . و شيطان كارش وسوسه كردن و امر كردن به معصيت است و شايد تعبير از اين نوع خواطر ( بنفس اماره ) شده . و در جايى كه انسان مستعد و مهياى معاصى است كار او خيلى آسان است صريحا طريق نفس‌پرستى و عصيان‌ورزى را به او مينمايد لكن در جايى كه ديد انسان باعتبار ايمان به اين زودى مشغول معصيت نميگردد آن مكار خيانتكار آدمى را ممكن است از راه عبادت فريب دهد و او را در عبادات و مقدمات به طرف افراط كه شرعا مذموم و ناروا مىباشد ميكشاند مثل اينكه در نيت عبادت يا در طهارت يا در تنظيف لباس به حدى وسوسه مينمايد تا اصل عبادتى كه مطلوب و مقصود بوده از دست برود در بعضى از روايات دارد « ان للوضوء شيطانا يقال له الولهان » . و فرق بين خاطر حقانى و ملكى اين است كه وقتى از طرف حق تعالى خاطرى بقلب فرود آمد هيچ خاطرى تاب معارضه با آن نكند وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً « 1 » سوره بنى اسرائيل آيه 83 . ممكن است گاهى خاطر ملكى و خاطر نفسانى با هم جمع شود ، از يكى از عرفا پرسيدند برهان حق چيست گفت « واردات ترد على القلوب تعجز النفوس عن تكذيبها » و خاطر شيطانى تا وقتى كه ذاكر مشغول ذكر است رفع مىشود لكن ممكن است باز عود نمايد . و گويند هيچ يك از خواطر چهارگانه : حقانى ، ملكى ، نفسانى ، شيطانى ، به كلى از دل بيرون نميرود مگر وقت فناء فى التوحيد كه آن لمحه‌اى بيش نيست و تميز بين خاطرات كه از چه قبيل است بدرستى دست ندهد مگر كسى را كه نخست آينه دل خود را از زنگ هوى و هوس بصيقله زهد و تقوى صيقلى دهد تا آنكه از كدورات طبيعى

--> ( 1 ) بگو آمد حق و باطل ناچيز گرديد و محققا باطل ناچيز است