سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

168

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

3 - وقتى گناه موقت شد و دائمى نشد بايستى عذاب نيز در خور او موقت و غير دائمى باشد و گر نه با عدل الهى منافات دارد و عاصى در اندك وقتى در عمر كوتاه خود نافرمانى نموده چگونه سزاوار است هميشه معذب باشد . 4 - چون اشقياء جزء نظام عالم بشمار ميروند و بوجود آنان عالم طبيعت تعمير ميگردد و به اين لحاظ خدمتگزار اهل سعادت ميباشند كه اگر آنها نبودند سعداء به سعادت فائز نميگرديدند پس چگونه مستوجب عذاب آن هم دائمى ميباشند . 5 - عذاب يا انتقام است كه براى تشفى قلب مظلوم از ظالم انتقام كشيده مىشود يا براى تنبيه ديگران و عذاب عاصى كه در اثر مخالفت اوامر حق تعالى پديد گشته چگونه از قبيل تشفى بشمار ميآيد زيرا از نافرمانى بنده نقصى و ضعفى در دامن كبريايى او تعالى وارد نمىآيد تا اينكه به عذاب جبران شود و نيز اگر براى تنبيه ديگران باشد مورد ندارد زيرا كه قيامت دار جزاست نه دار عمل موقعيت عمل گذشته كه ديگران مجازات عاصى را ببينند و دست از عمل بد بردارند پس عذاب خصوصا دائمى آن بى ثمر و بىمورد است . پاسخ اعتراضات گوئيم به همان بيانى كه شد اجمالا پاسخ تمام اعتراضات داده مىشود كه عذاب دائمى اثر شقاوت دائمى است كه ناشى از نفس آدم شقى و بد عمل است نه براى تشفى است و نه براى انتقام . پاسخ اعتراض اول اينكه گويند مجازات نمودن بنده ضعيف خصوصا عذاب دائمى منافى با رحمت الهى است . در پاسخ گوئيم رحمت و شفقتى كه نسبت بمقام قدس خداوندى داده مىشود غير از عاطفه و رقت قلبى است كه به انسان نسبت ميدهند زيرا كه رحمت و شفقت انسانى از امور طبيعى پديد گشته و ساحت قدس الهى منزه و مبرا از چنين رحمتى است بلكه رحمت