سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )

160

تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى )

وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ هفتمين دليل بر وحدت إله عالم حركت نمودن ابر است بين زمين و آسمان كه مسخر امر إله عالم و مبدء كون ميباشند و هميشه بين زمين و آسمان حركت ميكنند و بهر جايى كه حكمت اقتضاء نموده مىبارند و آنى از حركت نمىايستند . لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ اين هايى كه گفته شد هر آينه آيات و علاماتى است براى اشخاصى كه تعقل دارند و فكر ميكنند و در نظام عالم تدبر مينمايند و به اين طريق پى مىبرند كه تمامى اوضاع كائنات مرتبط و مربوط به يكديگر و مثل حلقه‌هاى زنجير بهم پيوسته و بيك نظام معين حيرت بخشى انجام وظيفه ميدهند و از وحدت عالم و نظام مخصوصى كه بين اجزاء آن است پى مىبرند كه خالق و مدبر و مربى آنان يكى است كه اجزاء موجودات را به ترتيب مخصوصى و رويه خاصى بدور هم ميچرخاند و همه مسخر امر تكوينى اويند . خداوند ببشر عقل داده كه تميز دهد بين خير و شر و صلاح و فساد خود و آنچه براى تأمين زندگانى دنيوى و سعادت اخروى اوست بشناسد و تميز دهد بين آنچه بر نفع وى يا ضررش تمام مىشود و كسانى كه سعادت خود را تحصيل نمىنمايند يا اين است كه عقل پا بر جايى ندارند و اينكه مىبينى در كار دنياى خود بسيار دقيق و حساسند دليل نمىشود كه آنها عاقل ميباشند بلكه همين كوشش آنها در امر فانى كم‌خردى آنها را نشان ميدهد عقل مأخوذ از عقال و پاىبند شتر است عقل جلو قواى شهوانى طبيعى را ميگيرد و پاى هواهاى نفسانى را مىبندد و از شرارت و زياده‌روى آن جلوگيرى مينمايد پس كسى كه جلو نفس و طبيعت خود را رها نموده و پاىبند به چيزى نيست معلوم مىشود در عقل ناقص است . يا اينكه گوئيم به قدر كافى داراى عقل و تميز هستند لكن عوض آنكه عقل پاىبند شهوات شود و جلو شرارت نفس را بگيرد قواى طبيعى پاىبند عقل گرديده و عقل مطيع هوى گشته و به خواهش وى راهنمايى بفساد مىكند و طبيعت نميگذارد كه عقل ابراز