سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

45

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

جعفر بن محمّد » ؛ « 1 » ( شخصى از اهل كوفه به خراسان آمد و مردم را به ولايت جعفر بن محمد عليه السّلام دعوت كرد . ) يك نفر بلند شده از مدينه رفته به خراسان و مردم را به ولايت جعفر بن محمد دعوت مىكند ؛ يعنى حكومت ايشان . شما ببينيد در دوران مبارزات ايران ، آن وقتى كه ما توانستيم بگوييم جمهورى اسلامى يا حكومت اسلامى كى بود ؟ در تمامى طول سال‌هاى مبارزه ما حداكثر مىتوانستيم نظر اسلام در باب حكومت را بگوييم و حدود آن را ؛ يعنى اين‌كه بگوييم اسلام براى حكومت چه ضوابطى معين كرده و حاكم داراى چه شرايطى است . اين حداكثر چيزى بود كه در اين باب مىشد گفت و هرگز نوبت به داعيهء حكومت اسلامى يا نام بردن از شخص خاص به عنوان حاكم نمىرسيد . سال 57 يا حداكثر در محافل خصوصى ، سال 56 بود كه ما حكومت اسلامى را به عنوان داعيهء مشخص مطرح كرديم و تازه حاكمش را معين نمىكرديم . پس ببينيد اين‌كه در زمان امام صادق عليه السّلام بلند مىشوند مىروند در اقصى نقاط كشور اسلامى ، مردم را به حكومت امام صادق دعوت مىكنند ، اين معنايش چيست ؟ آيا معنايش غير از نزديك‌شدن زمان موعود است ؟ اين همان سال 140 است ، اين همان چيزى است كه خيز حركت ائمه به‌طور طبيعى ، آن را ايجاب مىكرده و تشكيل حكومت اسلامى در آن دوران را نويد مىداده است . خوب ، مردم را دعوت مىكنند به حكومت و ولايت جعفر بن محمد . ولايت را امروز ، ما خوب مىفهميم . سابقا ولايت را به محبت معنى مىكردند . مردم را دعوت كردن به ولايت يعنى به محبت جعفر بن محمد ؟ اين‌كه دعوت ندارد ، محبت چيزى نيست كه جامعه را به آن دعوت كنند . به علاوه ، اگر ولايت را به محبت معنى كنيم دنبالهء حديث معنا ندارد ، توجه بكنيد : « ففرقة اطاعت و اجابت » ؛ يك فرقه اطاعت و اجابت كردند . « و فرقة جحدت و انكرت » ؛ يك عده انكار كردند و قبول نكردند . [ محبت اهل بيت را چه كسى در دنياى اسلام انكار و رد مىكرد ؟ ! ] « و فرقة و رعت و وقفت » ؛ يك فرقه هم ورع به خرج داند و توقف كردند .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 47 ، ص 72 .