سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
445
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
محمد بن على بن عيسى بن ماهان با پيروزى بر اين قيام شيعى بر خود مىباليد و خود را آزادكننده يمن مىدانست ، ازاينرو ، تصميم گرفت حكومت آن منطقه را نگه دارد . بنابراين ، بار ديگر حكم عزل مأمون از ولايت آنجا را رد كرد . مأمون به جاى وى عيسى بن يزيد جلودى را به حكومت يمن فرستاد . دو والى در جنگى سخت با يكديگر روبهرو شدند كه عاقبت محمد بن على بن عيسى بن ماهان شكست خورد و به مكه گريخت . او در آنجا به مدت يك سال پنهان بود تا بالأخره جلودى به كمك كسى كه او را دستگير كرده بود آمد و محمد بن على را به زندان انداخت . « 1 » قيام عبد الرحمن بن احمد علوى پرچم نهضت شيعى ديگر سرزمين يمن را عبد الرحمن بن احمد بن عبد اللّه بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب در سال 207 ق برافراشت . اين حركت ، از آشوبهاى داخلى يمن و نزاعهاى قبيلهاى آنجا بهره مىبرد . مركز اين قيام دو منطقه عك و زبيد بود و دو قبيله اشاعر « 2 » و عك « 3 » به آن پيوسته بودند . طبرى مىنويسد : سبب برپايى اين نهضت بيداد واليان عباسى سرزمين يمن بود كه باعث شد مردم به خشم آيند و با عبد الرحمن ، كه دعوت خود را با شعار « الرضا من آل محمد » علنى ساخته بود ، بيعت كنند . « 4 » شرايط مطلوب دولت عباسى در آن زمان اجازه پيروزى اين نهضت شيعى جديد را نمىداد ؛ چرا كه فتنهها تا حدى آرام شده و مأمون از مرو به مركز حكومت خود ، بغداد آمده بود و بر آشوبهاى چندين سالهء اين شهر ، چيره شده بود . ابراهيم بن مهدى هم كه مردم بغداد با او به خلافت بيعت كردند و يك سال و يازده ماه خليفه بود ، پنهان شد . « 5 » پس
--> ( 1 ) . عبد الرحمن بن على بن الدبيع ، قرة العيون فى أخبار اليمن الميمون ، خطى ، ص 11 . ( 2 ) . قبيله اشاعر يا اشاعره ، قبيلهاى كهلانى و قحطانى است كه به اشعر بن أزد بن يشجب بن عريب بن زيد بن كهلان بن سبأ منسوباند و در مناطق اطراف شهرهاى قحمه و حصيب ساكناند . ( همدانى ، صفة جزيرة العرب ، ص 554 / ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، ص 306 ) ( 3 ) . عك ، قبيلهاى كهلانى و عدنانى است كه به عك بن ديث بن عدنان بن أزد منسوباند و در مناطق اطراف شهرهاى زبيد و كوراء در تهامه يمن ساكناند . ( ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 735 ) ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 168 . ( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 3 ، ص 179 - 180 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 118 .