سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
44
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
آن وقتى كه امام صادق عليه السّلام به امامت رسيدند در دنياى اسلام ، در آفريقا ، در خراسان ، در فارس ، در ماوراء النهر ، در جاهاى مختلف دنياى اسلام درگيرىها و جنگهاى زيادى بود و مشكلات بزرگى براى بنى اميه پيش آمده بود و امام صادق عليه السّلام از فرصت استفاده كردند براى تبيين و تبليغ همان سه نقطهاى كه در زندگى امام سجاد اشاره شد ؛ يعنى معارف اسلامى ، مسئلهء امامت و بخصوص تكيه بر روى امامت اهل بيت ، و اين سومى در دوران زندگى امام صادق عليه السّلام در مرحلهء اول آن به وضوح مشاهده مىشود . يك نمونه اين است كه عمرو بن ابى المقدام ، روايت مىكند : « رأيت ابا عبد اللّه عليه السّلام يوم عرفه بالموقف و هو ينادى باعلى صوته . » حضرت در عرفات در روز عرفه در اجتماع مردم و در وسط مردم ايستاده بود و با بلندترين فرياد جملهاى را مىگفت ؛ به يك طرف رو مىكرد اين جمله را مىگفت و بعد به آن طرف ديگر رو مىكرد و مىگفت ، سپس به طرف ديگر و طرف ديگر . در هر طرف سه مرتبه جملاتى را تكرار مىكرد ( توجه كنيد به كاربرد كلمهء امام و اثرات اين بيان ؛ يعنى بيدار كردن مردم نسبت به حقيقت امامت و برانگيختن اين فكر كه آيا اينهايى كه سركارند شايستهء امامتند يا نه ؟ ) و آن جملات اين بود : « أيّها النّاس انّ رسل اللّه صلّى اللّه عليه و آله كان الامام ثمّ كان علىّ بن أبى طالب ثمّ الحسن ثمّ الحسين ثمّ علىّ بن الحسين ثمّ محمّد بن علىّ عليه السّلام ثمّ هه فينادى ثلاث مرّات لمن بين يديه و عن يمينه و عن يساره و من خلفه اثنى عشر صوتا » ؛ « 1 » اى مردمان ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيشوا بود ، سپس على بن ابيطالب عليه السّلام بود ، سپس حسن عليه السّلام ، سپس حسين عليه السّلام ، سپس على بن الحسين عليه السّلام ، سپس محمد بن على و آنگاه هاه يا هه ( اين جملهاى است كه من نتوانستم بخوانم ، اگر كسى توانست بخواند بعد به من هم بگويد ) مجموعا دوازده مرتبه اين جملات را تكرار كرد . راوى مىگويد : پرسيدم كه هاه يا هه يعنى چه ؟ گفتند : در لغت بنى فلان يعنى من ، كنايه از خود آن حضرت ، يعنى بعد از محمد بن على من امامم . نمونهء ديگر : « قال قدم رجل من اهل الكوفة الى خراسان فدعا الناس الى ولاية
--> ( 1 ) . الكافى ، ج 4 ، ص 466 .