سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

434

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

نهاد و به سپاهيان دستور داد لباس سياه را ، كه شعار عباسيان بود ، بيرون آورند . او لباس سبز را ، كه شعار ايرانيان بود ، بر تن كرد « 1 » و اين را به همه شهرهاى اسلامى نوشت . در آن زمان ، مأمون هنوز مقيم مرو خراسان بود و از فضل بن سهل ، وزير ايرانى و شيعى مسلك خود ، فرمان مىبرد . « 2 » اين رويدادها سبب شد كه شورش‌ها و ناآرامىهاى بسيارى مناطق خلافت را فراگيرد ، به‌ويژه بغداد يكى از اين مناطق بود كه مردم آن در سال 201 ق با ابراهيم فرزند مهدى عباسى بيعت كردند . « 3 » اوضاع غريب و متناقضى بر دولت عباسى حاكم شده بود ؛ خليفه از عباسيان بود و وليعهد او از علويان كه پيشوايى فرقه‌اى بزرگ از فرق شيعه ، يعنى اماميه را به عهده داشت . خليفه در قصر خود از تحولات دولت بىخبر بود و فضل بن سهل ، وزير ايرانى او با نفوذ كامل امور دولت را اداره مىكرد و شعار ايرانيان عهد ساسانى كه رنگ سبز بود ، به عنوان شعار دولت عباسى تعيين شد . در واقع ، فضل بن سهل مىخواست دولت قديم ايرانيان را در لباسى جديد و اسلامى احيا كند . البته اعراب به اين موضوع پى برده بودند . نعيم بن خازم كه يكى از بزرگان عرب است ، به فضل گفت : تو مىخواهى پادشاهى را از بنى عباس به فرزندان على منتقل سازى ، سپس در كارشان مكر كنى تا پادشاهى كسراها احيا شود ؛ اگر چنين قصدى ندارى ، چرا رنگ سفيد را كه لباس و شعار على و فرزندان اوست ، انتخاب نكردى و آن را با لباس سبز كه شعار كسرى يا مجوسان است تبديل كردى ؟ ! « 4 » شيعيان هم مىپرسيدند كه اگر مأمون واقعا قصد دارد حق شرعى غصب شده را به علويان بازگرداند ، چرا رنگ سفيد را كه شعار ايشان است انتخاب نمىكند ! بيعت با على الرضا عليه السّلام شيعيان را راضى نكرده بود و آنان نسبت به دوستى و ولايت مأمون قانع نشده بودند ؛ شيعيان اين بيعت را ترفندى مىدانستند كه براى دل‌خوش كردن و كشاندن آنان به سكوت و آرامش اتخاذ شده است ، آن هم پس از قيام‌هاى علوى

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 143 / جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 312 . ( 2 ) . رونلدسن ، عقيدة الشيعة ، ص 190 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 143 - 144 / ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 10 ، ص 249 . ( 4 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 303 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 111 .