سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
420
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
بن عبد اللّه طاهرى با حسن بن زيد كه در طبرستان قيام كرده بود ، ياد مىكند ، مىنويسد : سليمان از جنگ با حسن بن زيد احساس گناه مىكرد و اين از شدت تشيع وى بود . « 1 » و « 2 » پس مأمون چارهاى نداشت جز آنكه دل ايرانيان را ، كه به خاندان على بن ابى طالب عليه السّلام به ديده احترام مىنگريستند و به آنان ابراز محبت مىكردند ، به دست آورد . او در برابر نام و ياد امام على عليه السّلام احترام مىكرد و عباسيان را به رفتار خوب با علويان ترغيب مىنمود . سيوطى روايت مىكند كه يكى از عباسيان علت نيكى كردن مأمون با علويان را از وى جويا شد و او در پاسخ گفت : « من كارى مىكنم كه آنان قبلا در حق ما روا داشتهاند ؛ آن روز كه ابو بكر به خلافت رسيد ، هيچ سهمى براى بنى هاشم قايل نشد و پس از او عمر و عثمان نيز همان شيوه را پيش گرفتند ، اما چون على عليه السّلام خليفه شد ، عبد اللّه بن عباس را به ولايت بصره ، و عبيد اللّه را به يمن ، و سعيد را به مكه ، و قثم را به بحرين فرستاد . او هيچ يك از فرزندان عباس را باقى نگذاشت ، مگر آنكه وى را والى جايى كرد و اين دين بر گردن ما بود و امروز من جزاى او را به فرزندانش همانگونه كه وى با ما كرد ، مىدهم . » « 3 » از ديگر نشانههاى تقرّب مأمون به مردم خراسان ، اقامت او در مرو بود كه منجر به آشفتگى امور در سرزمين عراق و بخصوص در بغداد شد . مردم عراق به همديگر
--> ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 7 ، ص 40 ( حوادث سال 250 ق ) ( 2 ) . راجع به تشيع فضل بن سهل ، مستند قوى وجود ندارد ، حتى محسن امين در كتاب اعيان الشيعه كه با تسامح ، بسيارى از مشاهير اهل سنت را نيز جزء شيعيان معرفى كرده ، نام او را ذكر نكرده است . نيز روايت تشيع طاهريان مأخوذ از ابن اثير است كه در مقابل آن رواياتى وجود دارد كه اساس اين نظر را متزلزل مىكند . ابن اثير در نقل ماجراى تغيير لباس مأمون از سبز به سياه ( شعار عباسيان ) گويد : « . . . و قيل انّه أمر طاهر بن حسين أن يسأله حوائجه فكان أوّل حاجه سأله أن يلبس السواد : فأجابه الى ذلك » ( ر . ك : الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 182 ) . در رجال كشى نيز به تبعيد فضل بن شاذان ، متكلم برجستهء اماميه توسط عبد اللّه بن طاهر اشاره شده است ( ر . ك : رجال الكشى ، ص 539 ) . همچنين ابن اسفنديار معتقد است : « . . . طالبيه با اولاد طاهر بن حسين هميشه بد بودهاند ، به سبب كشتن محمد بن عبد الله بن طاهر . ( ر . ك : محمد بن اسفنديار كاتب ، تاريخ طبرستان ، ج 1 ، ص 238 . ) منبع دكتر ليثى در اين نظر ، عقيدة الشيعه رونلدسن است . رونلدسن نيز مستندهايى براى اين نظريهء خود ارائه نكرده است ( ر . ك : عقيدة الشيعه ، ص 170 - 171 ) ، اما به نظر مىرسد اين سخن پايه و اساس درستى ندارد . ( مترجم ) ( 3 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 308 .