سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
415
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
خلافت خود را تحكيم بخشد و از قيامهاى جديدى كه احتمال داشت شيعيان عليه او انجام دهند ، محفوظ بماند . همچنين مأمون قصد داشت رضايت مردم خراسان را جلب كند « 1 » و اين كار او تمايل آنان را به علويان محقق مىساخت و دولت عباسى را از مشكلات داخلى فراوانش رها مىكرد . مأمون يكى از بهترين خلفاى عباسى بود . مسعودى دربارهء وى مىگويد : او ارادهء منصور ، و زهد مهدى ، و عزت نفس هادى را در خود جمع كرده بود « 2 » صاحب فخرى درباره وى مىنويسد : مأمون از افاضل خلفاى بنى عباس و از حكما و دانشمندان اين خاندان ، و بردبارترين ايشان به شمار مىرفت . وى مردى بردبار ، زيرك ، سرسخت و كريم بود . « 3 » سيوطى نيز مىنويسد : وى از نظر هوشيارى ، اراده ، بردبارى ، دانش ، رأى ، زيركى ، هيبت ، شجاعت ، ثبات رأى و گشادهرويى ، يكى از برترين رجال بنى عباس بود كه هم به عفو ، و هم به سختگيرى در انتقام و ريختن خون شهرت داشت . « 4 » اين گشادهرويى و علوّ نفس مأمون در هنگام عفو فضل بن ربيع ، وزير محمد امين آشكار شد ، هرچند فضل ، دشمنى شديدى با او داشت . « 5 » مأمون اين بزرگمنشى را در حق پيشوايان علوى كه عليه او به پا خاسته بودند نيز اعمال كرد . او از محمد بن محمد بن زيد گذشت و خانهاى را براى سكونت در اختيار وى قرار داد . همچنين محمد فرزند جعفر صادق را بخشيد و در تشييع جنازه وى شركت كرد و قرضهاى وى را پرداخت . « 6 » همچنين مأمون از عبد الرحمن بن
--> ( 1 ) . مأمون ، مرو را مركز خلافت خود قرار داده بود . تعبير دكتر دورى اين است كه اين انتخاب ، مظهر سياست جديدى بود كه مأمون در پيش گرفت . اما با آمدن او پس از شش سال به بغداد ، بر سياستى كه پايتخت اول او ، يعنى مرو ، نمايانگر آن بود پايان داد و سياست نوينى در پيش گرفت . ( العصر العباسى الأول ، ص 214 ) ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 5 . ( 3 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 197 . ( 4 ) . سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 306 . ( 5 ) . بعد از كشته شدن امين ، فضل بن ربيع وزير او در رجب سال 196 پنهان شد و يكى از شعرا چنين شعرى سرود : آنچه خلافت را ضايع كرد دغلكارى وزير ، و فسق امير ، و جهل مشاور بود . ( جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 306 - 307 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 81 ) ( 6 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 541 / ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 165 .