سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

416

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

احمد علوى كه در يمن قيام كرده بود ، گذشت كرد . « 1 » درحالىكه ديديم خلفاى عباسى پيش از او چگونه بر علويان سخت گرفتند و به آن‌ها ظلم كردند . مأمون در دورهء سختى ، متولى خلافت شد ، به گونه‌اى كه آشوب و اضطراب و ناآرامى همه اركان دولت را فراگرفته بود . اين دورهء پرآشوب از زمانى آغاز شد كه هارون الرشيد فرزند خود ، امين را با وجود آن‌كه سنش كمتر بود ، بر مأمون برترى داد و او را در سال 173 ق وليعهد خود كرد . البته هارون الرشيد در اواخر عمر از اين كار پشيمان شد ؛ « 2 » چرا كه مأمون علاوه بر سن بيشتر ، براى به عهده گرفتن خلافت از امين شايسته‌تر بود . هارون در سال 183 ق براى فرزندش مأمون بيعت گرفت و حكومت سرزمين‌هايى را كه از ناحيه همدان [ آغاز مىشد و ] تا پايان مرزهاى شرقى [ ادامه داشت ] نيز به وى داد . هارون بعدها از اين‌كه امين را مقدم داشته ، اعلام پشيمانى كرد و به اصمعى گفت : « مىكوشم كه مسئله را سامان دهم و به كسى بسپارم كه از روش و رفتارش رضايت ، و به حسن سياستش اعتماد دارم ، و از ضعف و سستى او نگران نيستم ، و او عبد اللّه است ، اما بنى هاشم براساس هواى نفس خود به محمد تمايل دارند و او نيز دست‌خوش هوس ، و تابع هواى دل خويش است . محمد امين اسراف‌كار است و زنان و كنيزان در رأى او دخالت مىكنند ، درحالىكه عبد اللّه روش پسنديده و رأى اصيل دارد و در كارهاى بزرگ مورد اعتماد است . اگر به عبد اللّه متمايل شوم ، بنى هاشم خشمگين مىشوند و اگر كار را تنها به محمد بسپارم ، بيم دارم كار رعيت را آشفته كند . » « 3 » اين گفته‌هاى هارون به اصمعى ، گوياى گرايش بنى هاشم به بيعت با امين است و منظور هارون از بنى هاشم ، فرزندان خاندان عباسى است . مأمون پس از كشته شدن امين و دست‌يابى به خلافت ، دل‌جويى از عباسيان را بىفايده ديد ؛ چرا كه در آن روزها نشانه‌هايى از خروج منصور و ابراهيم ، فرزندان مهدى ، عليه او ظاهر شده بود ، ازاين‌رو ، تصميم گرفت به يكى ديگر از شاخه‌هاى بنى هاشم ، يعنى علويان گرايش پيدا كند . اين شد

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 168 - 169 . ( 2 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 75 / ابو المحاسن ، النجوم الزاهرة ، ج 2 ، ص 138 . ( 3 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 363 .