سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
396
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
شد ، اما هرثمه با سپاهيانش در خارج شهر اردو زدند . منصور براى مردم خطبه خواند و آنان را به فرمانبرى و اطاعت از عباسيان فراخواند . هرثمه نيز غسان بن فرج را به عنوان والى عباسى به حكومت كوفه گماشت و خود از آنجا حركت كرد . « 1 » ابو السرايا مىخواست به بصره يا واسط برود ، اما در ميان راه دانست كه عباسيان بر آنجا سيطره يافتهاند . او به شهرهاى مختلف مىرفت و خراج مىگرفت و غلات را ضبط مىكرد تا آنكه به منطقه اهواز رسيد و وارد شوش شد . حكومت اهواز با حسن بن على مأمونى بود . وى كسى را نزد ابو السرايا فرستاد و به او گفت كه قصد جنگ ندارد و او بايد اهواز را ترك كند و به هر جا كه مىخواهد برود . اما ابو السرايا بر جنگ پافشارى كرد و جنگ سختى درگرفت كه به شكست ابو السرايا انجاميد . در اين جنگ به ابو السرايا زخمى كارى رسيد و او مجبور به عقبنشينى شد . غالب يارانش پراكنده شدند و او به سوى خراسان گريخت و به روستاى برقانا رسيد . والى اين روستا ، حماد كندفوش ، ابو السرايا را قانع كرد كه اگر با او نزد حسن بن سهل بيايد ، تلاش مىكند كه از او برايش امان بگيرد . « 2 » اما حسن بن سهل دستور داد سر ابو السرايا را از تن جدا كردند و آن را در اردوگاه حسن طواف دادند . بدن او را نيز به بغداد فرستادند و در آنجا به صليب كشيدند . سرنوشت محمد بن محمد ، رهبر علوى هم اين بود كه حسن بن سهل از كشتن وى خوددارى كرد ؛ چون رويدادهاى گذشته را در ذهن داشت . او ديده بود كه چطور هارون الرشيد به حيات وزيرش جعفر برمكى به بهانهء اينكه ابن افطس « 3 » را بدون اجازهء خليفه كشت ، خاتمه داد . بنابراين ، حسن بن سهل پيشواى علوى را به خراسان نزد مأمون فرستاد تا خود دربارهء او تصميم بگيرد . مأمون از كمى سن محمد بن محمد شگفتزده شد و دستور داد خانهاى براى او در نظر بگيرند و تحت مراقبت گماشتگان خليفه ، نگاهش دارند . اصفهانى مىنويسد : علوى بيش از چهل روز زنده نماند ؛ زيرا به او شربتى خوراندند
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 126 / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 547 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 4 ، ص 27 . ( 3 ) . ابن افطس همان عبد اللّه بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب است .