سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

395

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

آغاز افول هرثمه ، حيله‌اى به كار برد تا عزم سپاه ابو السرايا را سست كند . او بر آن‌ها بانگ زد : « اى مردم كوفه ! چرا خون ما و خون خود را مىريزيد ؟ اگر جنگ شما با ما براى اين است كه از خلافت مأمون راضى نيستيد ، اين منصور بن مهدى است كه پذيرفته ما و شما با او بيعت كنيم ، و اگر دوست داريد خلافت را از دست فرزندان عباس خارج سازيد و آن را به ديگرى انتقال دهيد ، امام خود را تعيين كنيد و چون روز دوشنبه شد بياييد تا باهم در اين باره ، گفت‌وگو كنيم و بىجهت ما و خودتان را به كشتن ندهيد . » ابو السرايا كوشيد كه سپاهيان خود را به جنگ ترغيب كند ، اما آنان نپذيرفتند و وى مجبور به عقب‌نشينى به كوفه شد . در روز جمعه ابو السرايا بر منبر رفت و مردمان كوفه را دشنام داد و نكوهش كرد و در وصفشان گفت كه آنان « قاتل على » و « تنها گذارنده حسين » هستند و آن‌ها را از آنچه عباسيان با ورود خود به كوفه بر سرشان خواهند آورد ، برحذر داشت . گروهى از مردم كوفه برخاستند و از خود دفاع كردند و اخلاص و جانفشانى خود را در همراهى او در جنگ ، يادآور شدند و آمادگى خود را براى بيعت با او تا آخرين لحظه اعلام كردند ، اما ابو السرايا به آنان توجهى نكرد و دستور داد تا مردم براى حفر خندق به خارج شهر بروند . « 1 » عمليات حفر خندق شروع شد « 2 » و ابو السرايا نيز در آن شركت كرد ، اما در نهايت ، چاره كار را در رفتن به قادسيه ديد و در سيزدهم محرم سال 200 همراه محمد بن محمد بن زيد و گروهى از علويان و اهالى شهر ، از كوفه خارج شد . پس از رفتن او اشعث بن عبد الرحمن قيام كرد و مردم را به ولايت هرثمه فراخواند . اشراف كوفه نزد هرثمه آمدند و براى مردم امان خواستند و هرثمه خواستهء آنان را اجابت كرد . منصور بن مهدى وارد كوفه

--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 546 . ( 2 ) . فكر حفر خندق يك فكر عربى نيست ، بلكه از فارسيان است و سلمان فارسى در جنگ احزاب با مدينه ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به اين كار راهنمايى كرد . محمد نفس زكيه هم از اين فكر در جنگ با سپاه منصور عباسى يارى جست . شيعيان ايرانى به سلمان فارسى افتخار مىكنند و وى را بعد از على بن ابى طالب عليه السّلام پيشاپيش ديگر صحابه قرار مىدهند . سلمان از شيعيان على عليه السّلام بود .