سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
366
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
اصفهانى ، روايت مىكند كه جنازه را روى جسر بغداد گذاشتند و ندا دادند : اين موسى بن جعفر است كه از دنيا رفته ، بياييد و از نزديك او را بنگريد . همچنين منادى در راههاى بغداد فرياد مىزد كه اين موسى بن جعفر است ، رافضيان گمان مىكردند او نمىميرد ، بياييد و او را ببينيد . سپس موسى عليه السّلام در مقابر قريش در جانب غربى بغداد به خاك سپرده شد . « 1 » و « 2 » بدينگونه ، هارون الرشيد دو سياست متفاوت در قبال علويان و شيعيان در پيش گرفت ؛ او دوره حكومت خود را با سياست تسامح و تساهل آغاز كرد ، اما به تدريج ، روى به سياست سركوب و اختناق آورد . اين سياست ، گذشته از آنكه با سياست تسامح رشيد در آغاز كارش متفاوت است ، با خونگرمى ، گشادهرويى ، ورع و كرمى كه از هارون مىشناسيم و مورّخان متقدم او را به آن وصف كردهاند ، مطابقت ندارد . پرسشهايى در مورد رفتار تند هارون با علويان اكنون جا دارد بپرسيم كه آيا هارون مجبور به اتخاذ سياست تند و ظالمانه در قبال علويان بود ؟ آيا اين سياست از فكر خودش ناشى شده بود يا اينكه كسى از رجال دولتش او را به آن سفارش كرده بود ؟ آيا علويان او را وادار به اتخاذ چنين سياستى كردند ؟ و بالأخره اينكه آيا اوضاع و شرايط آن روز ، هارون را به اين رفتار با علويان سوق داد ؟ رفتار خلفاى عباسى در قبال خاندان علوى قاطع و سركوبگرانه بود و آن را از هم تقليد مىكردند و به ارث مىبردند . در اذهان اين خلفا اين تصور شكل گرفته بود كه علويان همواره در خلافت طمع دارند و معتقدند كه خلافت حق ايشان است و عباسيان آن را غصب كردهاند . بنابراين ، علويان در صددند كه فرصتى به دست آورند تا قيام كنند و خلافت را از عباسيان بگيرند . هارون الرشيد وقتى به خلافت رسيد تصميم داشت كه
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 504 . ( 2 ) . بارگاه امام موسى كاظم عليه السّلام نزد شيعيان مشهور است و آنان اين مزار را باب الحوائج مىدانند . بعضى پيروان امام موسى ، معتقد شدند كه او نمرده است و بازمىگردد ، اما غالب شيعيان ، امامت پس از وى را از آن فرزندش على الرضا عليه السّلام دانستند . ( نوبختى ، فرق الشيعه ، ص 80 - 81 )