سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

340

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

اين امر را چنين بيان مىكند : مردى از يحيى پرسيد كه چرا ديلم را از بين نواحى مختلف انتخاب كردى ؟ يحيى پاسخ داد : مردم ديلم در دفاع از ما يك بار خروج مىكنند ، و من اميدوار بودم كه خروج آنان در همراهى با من باشد . « 1 » هارون الرّشيد از تحركات يحيى مطلع شد ، بدين‌گونه كه مردى نزد وى آمد و خواستار آن شد كه در خلوت با وى سخن گويد و يكى از مسائل مهم خلافت را بيان كند . سپس گزارشى از دعوت يحيى به وى داد و گفت : « من در يكى از كاروان‌سراهاى حلوان بودم ، ناگاه يحيى بن عبد اللّه را ديدم كه جامه‌اى پشمين پوشيده و عبايى كلفت از پشم سرخ بر دوش انداخته بود و جماعتى با او بودند كه هرگاه فرود مىآمد ، آن‌ها نيز فرود مىآمدند و هرگاه برمىخاست ، آن‌ها نيز برمىخاستند و در جانب او بودند . آنان هركس را مىديدند ، چنين وانمود مىكردند كه يحيى را نمىشناسند ، اما در حقيقت از پيروان او بودند و همراه هركدام از آن‌ها امان‌نامهء سفيد رنگى بود و به هركس كه متعرض آنان مىشد نشان مىدادند تا در امان باشند . هارون در مقابل اين خبر ، به آن مرد هزار دينار پاداش داد . » « 2 » هارون الرّشيد بر آن شد كه در برابر دعوت يحيى موضعى قاطع اتّخاذ كند . ازاين‌رو ، با يحيى بن خالد برمكى در كار اين علوى مشورت كرد . يحيى نيز فرزندش فضل را براى جنگ يا راضى كردن وى به طاعت خليفه پيشنهاد كرد . جهشيارى روايت مىكند كه يحيى برمكى با اموال بسيار ، پيشواى علوى را تقويت كرد تا [ از يك سو ] او بتواند دعوتش را گسترش دهد و قيام خود را آشكار كند ، و [ از سوى ديگر ] خليفه مجبور شود كه در كار وى اهتمام ورزد و سپس فرزندش ، فضل را بر امر وى بگمارد . بدين ترتيب ، جايگاه فضل نزد خليفه بالا مىرود و اين تدبير از يحيى برمكى بود ، بدون اين‌كه خليفه از آن مطلع باشد . « 3 » هارون الرّشيد اهميّت دعوت علوى را درك كرد . آن‌گونه كه طبرى روايت مىكند ، هارون اندوه و ناراحتى خود را از قيام يحيى نشان داد . او از خوردن شراب امتناع كرد و

--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 466 . ( 2 ) . همان ، ص 467 . ( 3 ) . جهشيارى ، الوزراء و الكتاب ، ص 243 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 6 ، ص 70 .