سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
330
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
منصور بر فرزندش نفس زكيه دست نيابد ، سخن به ميان مىآيد . « 1 » همچنين مىبينيم كه محمد نفس زكيه ، داعيان خود را به مناطق مختلف مىفرستد و ابراهيم براى نشر دعوت خود در بصره و اهواز و فارس تلاش مىكند . « 2 » حسين بن على قيام خود را در ذى قعده سال 169 علنى كرد ، حال آنكه هادى در اواخر محرم همين سال بر مسند خلافت نشسته بود . طبرى به فاصله بين آغاز خلافت هادى و خروج حسين اشاره مىكند و مىگويد : آن ، نه ماه و هجده روز بود . « 3 » البته اين مدت كوتاهى است و براى يك قيام علوى شيعى كافى نبود ، آن هم براى غلبه بر دولت عباسى كه اركان خلافتش را محكم و پايه خود را در اقصى نقاط عالم اسلامى استوار ساخته بود ، بهويژه آنكه منابع متقدم هيچ اشارهاى هم به آماده شدن علويان براى قيام در عصر مهدى ندارند و ما شاهد بوديم كه مهدى بر علويان ، چه در بغداد و چه در مدينه ، مراقبان دقيقى گماشت . همچنين گفتيم كه واليان و عمّال بر يد مهدى در مدينه به پرس و جو از فعاليتهاى علويان مىپرداختند ، كه [ بديهى است ] اين ، مجالى براى سازماندهى هرگونه حركت شيعى باقى نمىگذاشت . ازاينرو ، شايسته است كه موضع معتدلى در پيش گيريم و بگوييم كه حسين بن على مانند ديگر افراد خاندان على بن ابى طالب بود كه خواستار خلافت بودند و عباسيان را غاصب حقوق مشروع خود مىدانستند . او چنانچه شرايط فراهم مىشد ، از قيام كردن ابايى نداشت . اين شرايط در اثر نزاعش با والى مدينه مهيا شد . البته معتقديم كه حسين بن على براى سازماندهى دعوت خود اقدام نكرد و داعيان را به مناطق اسلامى نفرستاد و نيروهاى جنگى ، به قدرى كه او را براى رويارويى با سپاه دشمن كفايت كند ، فراهم نكرد . همچنين او پيش از آنكه شرايط پيروزى فراهم شود ، در علنى ساختن قيام ، شتاب كرد و اين سبب شد كه عباسيان به سادگى بر قيام او غلبه كنند . اين ديدگاه در روايت طبرى روشن مىشود ، آنجا كه از آمدن محمد بن سليمان در
--> ( 1 ) . ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 370 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 308 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 401 .