سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
28
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
( گمانم اين نبود اى پاره دلم كه اينچنين سرنوشتى مقرّر شده بود ) بىشك ، اشاره به اين ناباورى است و اين برداشت همهء مردم بود . ناگهان احساس شد كه سياست ، سياست دگرى است . سختگيرى از آنچه كه تا حالا حدس زده مىشد بالاتر است . چيزهايى تصور نشدنى تصور شد و انجام شد . لذا يك رعب شديدى تمام دنياى اسلام را فرا گرفت ، مگر كوفه را آن هم فقط به بركت توّابين و بعد به بركت مختار . و الّا آن رعبى كه در مدينه و در جاهاى ديگر بر اثر واقعهء كربلا به وجود آمد - حتى در مكه با اينكه عبد اللّه بن زبير هم بعد از چندى در آنجا قيام كرده بود - يك رعب بىسابقه در دنياى اسلام بود . در كوفه و عراق هم اگرچه حركت توّابين در سال 64 و 65 ( كه شهادت توّابين ظاهرا سال 65 است ) يك هواى تازهاى را در فضاى گرفتهء عراق به وجود آورد ، اما شهادت همهء آنها تا نفر آخر مجددا جوّ رعب و اختناق را بيشتر كرد و بعد از اينكه دشمنان دستگاه اموى ، يعنى مختار و مصعب بن زبير ، به جان هم افتادند و عبد اللّه زبير از مكه ، مختار طرفدار اهل بيت را در كوفه هم نتوانست تحمل كند و مختار به دست مصعب كشته شد ، باز اين رعب و وحشت بيشتر شد و اميدها كمتر . و بالاخره وقتى عبد الملك بر سر كار آمد ، بعد از مدت كوتاهى تمام دنياى اسلام زير نگين بنى اميه قرار گرفت با تمام قدرت و 21 سال هم عبد الملك قدرتمندانه حكومت كرد . در اينجا لازم است مخصوصا به ماجراى « حرّه » اشاره كنم . در سال 64 ، كه سال حملهء مسلم بن عقبه به مدينه است ، كه آن هم باز موجب شد بيشتر رعب و وحشت ايجاد بشود و اهل بيت كاملا در غربت بيفتند . جريان اين حادثه بهطور خلاصه اين است كه يزيد در سال 62 جوانى از سرداران شام را كه بىتجربه بود بر مدينه گماشت و او براى اينكه شايد مدنىها را با يزيد مهربان بكند از يك عده از اهل مدينه دعوت كرد كه بروند با يزيد در شام ملاقات كنند . اينها بلند شدند رفتند و با يزيد در شام ملاقات كردند . يزيد جايزهء زيادى - پنجاه هزار درهم و صد هزار درهم - به آنها داد ولى اينها كه يا از صحابه و يا از اولاد صحابه بودند وقتى دستگاه يزيد را ديدند بيشتر نسبت به او متغير و خشمگين شدند و به مدينه برگشتند و عبد اللّه بن حنظله غسيل الملائكه ادعاى امارت كرد و قيام كرد و