سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

252

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

تعيين امت واگذار شده باشد ، بلكه آن ، ركن دين و پايهء اسلام است و جايز نيست كه پيامبرى از آن غفلت كند يا به امت واگذارش كند ، بلكه بر او واجب است كه براى امت امامى تعيين كند كه آن امام بايد از تمامى گناهان كبيره و صغيره ، پاك باشد ، و على عليه السّلام همان كسى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله او را به امامت تعيين فرمود . شيعيان در اين باره ، نصوصى را هم نقل كرده و آن را به مقتضاى مذهب خود تأويل مىكنند . « 1 » اماميه به دليل نسبت خود با امام « 2 » ( كه همان خليفه است ) و تمركز تعاليم خود بر محور امامت ، به اين نام خوانده شده‌اند . ايشان بر اين باورند كه بعد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على ابن ابى طالب عليه السّلام مستحق خلافت است . اين استحقاق صرفا نه به دليل شايستگى و لياقت آن حضرت و نه به سبب آن‌كه صفات مورد اشاره پيامبر صلّى اللّه عليه و آله تنها بر على عليه السّلام منطبق است ، بلكه به سبب نص صريح بر نام اوست . هم‌چنين شيعيان عقيده دارند كه پيشوايان دين ، يعنى على و فرزندانش از نسل فاطمه ، يكى پس از ديگرى تعيين شده‌اند ، و از نظر آن‌ها امام‌شناسى و پذيرش اصل نص ، اصلى از اصول ايمان است . « 3 »

--> - منكر حكم خداست و او در مرز شرك به خداست . ( ر . ك : من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 8 ) . امام صادق عليه السّلام در پاسخ صحابىاى كه از او پرسيد : با مسلمانان غير شيعه چه برخوردى داشته باشيم ؟ فرمود : « در اين امر به امامان خود بنگريد و از آن‌ها پيروى كنيد . . . به خدا سوگند پيشوايان شما از بيمارانشان عيادت مىكنند ، بر بالاى مزار درگذشتگانشان حاضر مىشوند و در هر مسئله ، چه به سود و چه به زيانشان ، به حق شهادت مىدهند و در نگاهدارى امانت آن‌ها مىكوشند . » ( ر . ك : محمد رضا مظفر ، عقائد الاماميه ، ص 124 ، به نقل از كافى ، ج 2 ، ص 464 ) ( مترجم ) ( 1 ) . مقدمه ابن خلدون ، ص 138 . ( 2 ) . بيشتر فرقه‌هاى اسلامى قايل به وجوب امامت هستند ، مگر فرقه خوارج نجديه و پيروان هشام غوطى از فرقه‌هاى معتزله . ( شهرستانى ، نهاية الاقدام فى علم الكلام ، ص 482 ) شيعيان اثناعشرى و اسماعيلى نيز به وجوب عقلى امامت بر خدا عقيده دارند . ( رازى ، محصل افكار المتقدّمين و المتأخرين ، ص 176 ) ( 3 ) . شيعيان ادلّه بسيارى براى ديدگاه‌هاى خود ذكر مىكنند . اولين آن ، ادلّه نقلى است كه شيعه از آيات قرآن كريم استفاده مىكند با اين مضمون كه انتخاب امام به اختيار مردم نيست ، و اين آيات از اين قرارند : « وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ يَخْتارُ ما كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » ( قصص : 68 ) ، « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً » ( احزاب : 36 ) و « يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ . » ( آل عمران : 154 ) ديگر ، ادلّه عقلى شيعيان است و آن اين‌كه خداوند وصيت را واجب كرده است و نيز از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت است كه « هركس بميرد درحالىكه وصيت -