سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

244

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

عبد اللّه بن حسن از اين سخنان ، خشمگين شد و به امام جعفر صادق عليه السّلام گفت : « به خدا قسم هيچ چيز تو را از تأييد فرزندم باز نداشته جز اين‌كه به او حسادت مىورزى . » « 1 » نظر امام صادق عليه السّلام اين بود كه عبد اللّه بن حسن و فرزندش نبايد وارد مقوله خلافت شوند ؛ چرا كه در آن را به هيچ وجه نمىتوانند به روى خود بگشايند ، و اگر عبد اللّه در نظر خود نسبت به فرزندش اصرار مىورزد ، قاطع‌ترين پاسخ منفى امام اين بود كه در وصيت على بن ابى طالب نيامده كه شخصى از فرزندان امام حسن به امامت برسد ، و اگر عبد اللّه امامت را براى فرزندانش محمد و ابراهيم ( يكى پس از ديگرى ) مىخواهد ، در وصيت امام على عليه السّلام امامت دو برادر فقط براى حسن و حسين آمده است . اين ، نظر امام صادق عليه السّلام درباره امامت دينى و معنوى بود ، اما اگر عبد اللّه براى فرزندانش خلافت دنيا را مىخواهد ، خاندان عباسى كه با دعوتى قوىتر و صدايى رساتر قصد آن را كرده است . « 2 » در ميان مردم مدينه شايع شد كه امام جعفر صادق عليه السّلام چگونگى كشته شدن محمد بن عبد اللّه بن حسن را مىداند ، ازاين‌رو ، افراد بسيارى نزد آن حضرت آمدند و از وى در اين باره ، خبر گرفتند . يكى از اين افراد امّ حسن ، دختر عبد اللّه بن محمد باقر عليه السّلام بود كه امام جعفر به وى فرمود : « محمد در بيت رومه كشته مىشود « 3 » و برادرش ( از پدر و مادر ) در حالى كه سم‌هاى اسبش در آب است ، كشته مىشود . » « 4 » بسيارى از شيعيان بر اين باور بودند كه امام جعفر عليه السّلام ، از غيب آگاه است و خبر رويدادهاى آينده به آن حضرت داده شده ، اما حقيقت تاريخى آن است كه امام جعفر خود اين قضيه را نفى كرد « 5 » و فرمود : « كسى جز خدا از غيب آگاه نيست . » « 6 »

--> ( 1 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 269 . ( 2 ) . عبد العزيز سيد الأهل ، جعفر بن محمد ، ص 135 . ( 3 ) . رومه ، منطقه‌اى است در مدينه . ( ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 4 ، ص 336 ) ( 4 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 248 . ( 5 ) . روايت كلينى در كافى چنين است : سألت ابا عبد اللّه عليه السّلام عن الامام ، يعلم الغيب ؟ قال : « لا و لكن اذا أراد أن يعلم الشىء ، أعلمه اللّه ذلك . » شيعيان معتقدند امام داراى نيروى الهام ، كه يك قواى قدسى است ، مىباشد ؛ امام در هر زمان و هر حالتى ، از راه الهام مىتواند به همهء علوم و معارف راه پيدا كند . ( ر . ك : -