سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
243
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
سپس موضوع نامهء ابو سلمه خلّال ، وزير عباسى ، به امام جعفر صادق عليه السّلام پيش آمد كه او در آن نامه ، حضرت را به امامت فراخوانده بود . ابو سلمه - همانگونه كه يادآور شديم - سه نامه براى سه تن از علويان فرستاده بود ، دو تن ديگر ، عبد اللّه بن حسن و عمر بن زين العابدين بودند . به نظر مىرسد كه ابو سلمه اساس كار خود را بر بيعت با امام جعفر عليه السّلام گذاشته بود ؛ چرا كه از فرستادهء خود خواسته بود ابتدا نزد امام جعفر برود ، اگر او پاسخ مثبت داد ، دو نامهء ديگر را از بين ببرد ، و اگر خواستهء او را اجابت نكرد ، نزد عبد اللّه بن حسن برود . « 1 » امام جعفر صادق عليه السّلام با رد دعوت ابو سلمه خلّال و سوزاندن نامه وى ، آرزوهايى را كه او نسبت به آن حضرت داشت ، از بين برد . « 2 » اما عبد اللّه بن حسن نامه وى را به شادى و گرمى پذيرفت و چون خود پير شده بود ، فرزندش محمد نفس زكيه را براى خلافت انتخاب كرد . حرمت و اعتبار امام جعفر صادق عليه السّلام نزد عبد اللّه از اينجا آشكار مىشود كه براى مشورت در امر خلافت به خانه آن حضرت رفت ، درحالىكه او از بىرغبتى امام صادق عليه السّلام به امر خلافت آگاه بود . ايشان او را نصيحت كرد كه به دعوت ابو سلمه توجه نكند ؛ چرا كه او وزير بنى عباس و داعى ايشان در خراسان بود . سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : « اى پيرمرد ! خون فرزندت را هدر مده ، كه من مىترسم او كشتهء به سنگهاى روغنى باشد . » « 3 »
--> - اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ » ؛ ( گويند پروردگارا ما را دو بار ميراندى و دو بار زنده كردى ما به گناهان خود اعتراف كردهايم ، پس آيا براى بيرون رفتن از اينجا راهى هست ؟ ) استدلال مىكنند . ( ر . ك : محمد رضا مظفر ، عقايد الاماميه ، ص 119 به بعد ) بداء به معناى تغيير در نظر و تصميم در مورد خداوند محال است . از امام صادق عليه السّلام نقل است كه « من زعم ان الله بدا له فى شىء بداء ندامه فهو عندنا كافر باللّه العظيم » مقصود از بداء اين است كه خداوند چيزى را بر زبان پيامبر يا وصى و جانشين وى به مصلحتى ظاهر مىسازد ، آنگاه همان موضوع از جانب خداوند محو و نفى مىشود ، همانگونه كه در داستان اسماعيل با پدرش ابراهيم به او فرمان داده شد پسرش را ذبح كند ، اما خداوند چنين چيزى را اراده نكرده بود . . . معناى بداء به نسخ نزديك است . ( ر . ك : محمد رضا مظفر ، عقايد الاماميه ، 77 به بعد ) شهرستانى از نويسندگان قرن ششم هجرى است كه با توجه به انديشههاى شافعى خود دربارهء امام قضاوت كرده است . ( مترجم ) ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 138 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 268 . ( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 349 . و آن سنگهايى بود كه روغنفروشان مدينه ، روغنهاى خود را روى آن قرار مىدادند .