سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
230
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
باران باريد ، من كشته مىشوم و اگر زوال خورشيد فرارسد و باران نبارد ، بلكه باد بوزد ، من پيروز خواهم شد . » « 1 » بعد از آنكه باران آمد ، عيسى بن موسى به سپاهيان خود دستور داد كه در مدينه منزل نكنند و به اردوگاهشان در خارج مدينه بازگردند . « 2 » از ديگر عوامل شكست نفس زكيه اين بود كه منصور از سپاهيان خراسان يارى خواست و اينان سپاهيانى بىرحم و سخت دل بودند ، و قساوت و خشونتشان در بين مردم مدينه هراس افكنده بود . يكى از روايتهاى طبرى گوياى اين نكته است . او از زبان يكى از ياران نفس زكيه قساوت اين نظاميان خراسانى را چنين وصف مىكند : « بر روى كوه سلع بوديم و مىنگريستيم و گروهى از بدويان جهنى نيز آنجا بودند . در اين ميان ، يكى به طرف ما بالا آمد كه نيزهاى به دست داشت و سر مردى را بر آن زده بود و حلقوم و كبد و رودههاى او هم بدان پيوسته بود . من در اين صحنه ، منظرهاى هولانگيز ديدم و بدويان هم آن را به فال بد گرفتند و فرار كردند تا پايين كوه رسيدند ، در اين زمان ، مرد ياد شده ، به بالاى كوه رسيده بود و به ياران خويش به زبان فارسى بانگ زد و گفت : « كوهيان ! » پس ياران وى بيامدند تا بالاى بلندى رسيدند و پرچمى سياه بر آن نصب كردند ، آنگاه به طرف مدينه سرازير شدند . » « 3 » منصور نيروهاى جنگى خود را به گروههايى تقسيم كرده بود كه غالب ايشان عرب و از ربيعه و يمن و مضر بودند . « 4 » گروهى از سپاهيان او از خراسانيان بودند كه افسرانى از عرب يا بعضى از مواليان مقرب منصور آنها را فرماندهى مىكردند ، اما منصور چنين خواست كه گروهى از خراسانيان را به جنگ نفس زكيه بفرستد ، و سرانجام اين گروه ، پيروزى موردنظر را محقق ساخت . ضعف تدابير نظامى كه نفس زكيه اتخاذ كرده بود نيز باعث شد كه او به آن سرنوشت
--> ( 1 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 271 . ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 222 . ( 3 ) . همان ، ص 217 . ( 4 ) . ربيعه و مضر ، دو تيرهء فرعى بزرگ از اعراب حجاز هستند و در آن سرزمين علاوه بر عصبيت بين اين دو تيره ، عصبيت دايم بين عرب حجازى و عرب يمنى هم بود .