سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
231
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
ناگوار گرفتار آيد . اين مسئله ، دربارهء برادرش ابراهيم نيز صادق است ؛ زيرا ابراهيم اصرار داشت براى جنگ با سپاه عباسى ، خودش از بصره بيرون رود . بعضى از نزديكانش به او پيشنهاد كردند در بصره بماند و سپاهيان را به جنگ عباسيان بفرستد و به او گفتند : « خدايت قرين صلاح بدارد ، بر بصره و اهواز و فارس و واسط ، غلبه يافتهاى ، به جاى خويش بمان و سپاهيان را بفرست كه اگر يك سپاه تو هزيمت شود ، به سپاهى ديگر آنان را يارى دهى ، و اگر يك سردار تو گريزان شود ، سردارى ديگر را به كمك او فرستى ، با اين كار از حضور تو بيم كنند و دشمن از تو بترسد ، خراج بگير و جاى خويش را استوار كن . » اما مردم كوفه پيشنهاد ديگرى به او دادند و او را در خارج شدن به سوى كوفه تشويق كردند . آنان گفتند : « خدايت قرين صلاح بدارد ، در كوفه ، مردانى هستند كه اگر تو را ببينند ، پيش روى تو جان مىدهند ، و اگر تو را نبينند ، به دلايل گوناگون به جاى خويش مانند و پيش تو نيايند . » ابراهيم پيشنهاد دوم را پذيرفت و وعدههايى را كه كوفيان در طول دوره اموى به پيشوايان علوى داده بودند ، فراموش كرد ؛ « 1 » وعدههايى كه دود و نابود مىشد و نتيجهاش اين بود كه آن پيشوايان علوى به دست سپاهيان اموى كشته مىشدند . [ وضعيت شهر بصره در زمان نفس زكيه ] در حقيقت ، بصره براى اينكه نهضتى علوى و شيعى در آن برپا شود ، شهر نمونهاى نبود ، حتى اين شهر در تاريخ خود اين شهرت را داشت كه گاهى عثمانى مذهب و گاهى اموى بوده است ، و شايد بصره در نهضت ابراهيم فرصتى يافت كه در آن ، خشم خود را بر حكومت هاشمى عباسى نشان دهد ، ازاينرو ، اين شهر ، حركت ابراهيم را نهضتى عليه دولت عباسى تعبير كرده است . « 2 » ابراهيم حركت خود را به سمت كوفه آغاز كرد . در اين ميان ، يكى از يارانش به نام هريم به او پيشنهاد كرد كه مردانى را به كوفه بفرستد تا مردمان آن شهر را از آمدنش آگاه سازد و آنان را به قيام فراخواند . در اين حالت ، منصور كه در اطراف كوفه مستقر است ، با
--> ( 1 ) . بخصوص وعدههاى اهل كوفه به حسين بن على ( ر . ك : ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 4 ، ص 18 ) و وعدههايشان به زيد بن على . ( ر . ك : اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 137 ) ( 2 ) . نشار ، نشأة الفكر الفلسفى فى الاسلام ، ص 179 .