سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
204
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
ابا المنازل يا خير الفوارس * يفجع بمثلك في الدنيا و قد فجعا اللّه يعلم أني لو خشيتهم * و أوجس القلب من خول لهم فزعا لم يقتلوه و لم أسلم أخي لهم * حتى نموت جميعا أو نعيش معا « اى پدر بزرگوارىها و اى بهترين سواركاران جنگ ، به راستى كه هركس در اين دنيا به مرگ تو داغدار گردد ، سزاوار آن است كه داغدار شود . خدا مىداند اگر من از آنها ترسى داشتم و يا دلم از هراس ايشان مالامال مىگشت و مىتپيد ، او را نمىكشتند ، ولى من برادرم را تسليم آنان نمىكنم مگر آنكه باهم بميريم يا باهم زنده بمانيم . » سپس ابراهيم خطبهاى كوتاه ايراد كرد كه گاه در خلال آن ، گريههاى شديد باعث قطع سخنانش مىشد . پس گفت : « بار خدايا تو مىدانى كه محمد قيام كرد درحالىكه براى تو خشم گرفته و اين سياهپوشان « 1 » را نفى كرده بود و در راه حق تو ، از خود گذشته بود ، پس بر او رحم آور و او را بيامرز و در عوض آخرت را برايش بهترين بازگشتگاه قرار بده . » « 2 » كشتهشدن محمد نفس زكيه ، روح حماسى و دلاور مردى برادرش ابراهيم و يارانش را افزود ؛ جملگىشان بر خونخواهى اين شهيد از عباسيان ، مصمم شدند و قيام ابراهيم شدت بيشترى يافت ، به گونهاى كه هر نوع مقاومت دولت عباسى را از پيشرو برمىداشت . ابراهيم به سرعت به منطقه ساجور « 3 » رفت و در آنجا با سپاهيانش اردو زد و براى پيشروى به سمت كوفه و جنگ با منصور ، آماده شد و مردم را براى جنگ قريب الوقوع فراخواند . پرچمهاى جنگ از هر سو برافراشته شد ، شيعيان بصره و اهواز گرد آمدند و ابراهيم نظاميانى را براى تصرف سرزمينهاى مجاور فرستاد . موقعيت منصور دشوار بود . سپاهى كه رهبرى آن با عيسى بن موسى بود هنوز در سرزمين حجاز بود و منصور سپاهيان خود را در شهرهاى مختلف پراكنده ساخته بود . جعفر و محمد پسران سليمان از بصره آمدند و بر منصور وارد شدند و آنچه را در بصره
--> ( 1 ) . چون عباسيان رنگ سياه را نشانه خود قرار داده بودند ، به آنها سياهجامگان مىگفتند . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 343 . ( 3 ) . به گمان ، نام نهرى بوده است . ( ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 3 ، ص 191 ) ( مترجم )