سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

205

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

ديده بودند براى او بازگو كردند و از قدرت ابراهيم و فراوانى سپاهيان و يارانش سخن گفتند . منصور به كمى افراد و سختى موقعيت خود اعتراف كرد و به آن‌ها گفت : « به خدا نمىدانم چه كنم ، به خدا در اردوگاه من جز دو هزار نفر نيست ، سپاهم را پراكنده ساخته‌ام ، سى هزار سپاهى با مهدى در رى هستند ، چهل هزار نفر با محمد بن اشعث در افريقيه ، و بقيه با عيسى بن موسى هستند . به خدا اگر از اين امر به سلامت جستم ، در اردوگاه خويش كمتر از سى هزار سرباز نخواهم داشت . » « 1 » همراه منصور غير از دو هزار سرباز نبود كه بيشترشان از سياهان بودند . منصور خواست شبهه‌اى بيفكند كه سپاهيانش فراوانند و مردم كوفه را بفريبد تا جرأت قيام عليه او نكنند . پس « دستور داد هيزم‌ها را دسته كنند و شبان‌گاه ، آتش افروزند و هركه اين آتش‌ها را مىديد مىپنداشت كه آن‌جا مردمانى هستند ، حال آن‌كه جز آتش افروخته نبود و نزد آن‌كس نبود . » « 2 » منصور به عيسى بن موسى در مدينه نامه نوشت و دستور داد به سرعت نزد او بازگردد و او نيز چنين كرد ، سپس مسلم بن قتيبه هم از رى نزد او آمد . منصور باوجوداين‌كه دو سردار به يكديگر حسادت و كينه مىورزيدند ، « 3 » سپاه مسلم را به سپاه عيسى ملحق كرد . مسلم با يكى از قبايل بصره مكاتبه كرد و آنان پيروى خود را از عباسيان اعلام كردند . منصور به فرزند و وليعهد خود مهدى ، كه در رى بود ، نامه نوشت و به او امر كرد حازم بن خزيمه را به سمت اهواز بفرستد ، مهدى نيز او را با چهارصد هزار سپاهى گسيل كرد . « 4 » شهر اهواز شاهد اولين برخورد نظامى بين سپاه عباسى و قواى ابراهيم بود . حازم در رأس سپاهيان عباسى به اهواز آمد . در آن زمان ، مغيره از طرف ابراهيم بر آن حكم مىراند . حازم ، پل شهر را منهدم كرد و بر كشتىها دست يافت . جنگ بين دو سپاه آغاز شد . با آن‌كه مسير وزش باد به نفع سپاه عباسى بود ، در ابتداى كار بر سپاه عباسى هزيمت افتاد . اما

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 254 . ( 2 ) . همان ، ص 255 . ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 344 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 255 .