سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
199
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
گرايشهاى سياسى آنها را اين گونه توصيف مىكند : « بصره عثمانى مذهب است ، كوفه علوى است ، شام اموى ، و جزيره خارجى است ، و حجاز هم سنّى مذهب است . » « 1 » هجومهاى خوارج به بصره در دوران اموى و به دنبال آن ، برجاى گذاشتن خرابىها و ويرانىها ، منجر به اين گرديد كه مردمان آن ، به صلح و آرامش متمايل شوند و از سياست ، كه روابط بين كوفه و دمشق را تيره كرده بود ، دورى گزينند . بنابراين ، كوفه مركز درگيرىها شد و هدف محروميتهاى سياسى و رقابتهاى حكومتى گرديد . « 2 » منصور از گرايشهاى ديرپا و ريشهدار مردم كوفه به خاندان على بن ابى طالب آگاه بود ، ازاينرو ، تصميم گرفت براى اين كار آمادگى لازم را كسب كرده ، بر كوفيان سخت گيرد . پس در رصافه ، در حوالى كوفه ، اقامت گزيد و اطراف شهر 1500 سپاهى مستقر كرد . منصور از ادامهء ساخت پايتختش بغداد دست كشيد تا بر اين دو قيام علوى چيره شود . او تا آن روز ، مقيم ديرى بود كه در جانب شرقى رودخانه دجله قرار داشت و بر عمل كارگران نظارت مىكرد . پس يكى از نزديكانش او را به رفتن به كوفه توصيه كرد و به او گفت : « مردم كوفه ، شيعيان محمد ( نفس زكيه ) مىباشند . كوفه ، ديگ جوشانى است كه تو سرپوش آنى ؛ برو و در كوفه مستقر شو ! » « 3 » طبرى اقدامات منصور را در كوفه چنين بيان مىكند : « مسيب بن زهير ، سالار كشيكبانان وى بود ، سپاه را به سه قسمت پانصد نفره تقسيم كرد كه هر شب سراسر شهر را مىگشتند و مناديى را گفته بود بانگ بزند كه هركس را پس از تاريكى شب بگيريم ، خويشتن را به عقوبت افكنده و خونش مباح است ، و چنان بود كه وقتى از پس تاريكى شب كسى را مىگرفت ، وى را در عبايى مىپيچيد و مىبرد و شب ، نزد خويش نگاه مىداشت و چون صبح مىشد از او تحقيق مىكرد ، اگر بىگناهى وى معلوم مىشد ، آزادش مىكرد ، و گرنه او را زندانى مىكرد . » « 4 »
--> ( 1 ) . ابن عبد ربه ، العقد الفريد ، ج 3 ، ص 359 . ( 2 ) . دكتر جابر حسينى ، حركات الشيعة المتطرفين و اثرهم فى الحياة الاجتماعية و الادبية لمدن العراق ، ص 185 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 247 . ( 4 ) . همان ، ص 248 .