سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
200
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
اگر منصور از تمايل يكى از مردمان كوفه به ابراهيم آگاه مىشد ، افراد خود را شبانه به خانه او گسيل مىكرد تا وقتى تاريكى شب فراگير شود و مردم آرام گيرند ، نردبانى بر خانه آن مرد نهاده و به خانه او بروند و او را بكشند و انگشترش را نزد خليفه بياورند . « 1 » منصور از گرايش مردمان كوفه به مذهب شيعه آگاه بود ، بنابراين ، دستور داد جملگى ايشان لباس سياه را ، كه شعار عباسيان بود ، بپوشند ، و متخلّفان از اين امر را به مجازات تهديد كرد . مردم براى سياه كردن پارچههاى لباس خود ، هجوم آوردند ، به گونهاى كه رنگرزان شهر ، جوابگوى خيل مردم نبودند ، پس بقّالهاى كوفه به مردم جوهر سياه مىفروختند تا خود با آن ، لباسشان را سياه كنند . » « 2 » گسترش دعوت دعوت ابراهيم در بصره گسترش يافت و مردم فراوانى از شهرها ، از جمله بسيارى از اهالى اهواز ، به سوى او آمدند . مأموران منصور او را متوجه اين قضيه كردند و او سياستى پيش گرفت تا از خروج اهالى اين شهر جلوگيرى كند . بسيارى از اهالى كوفه نيز به رغم شدت مراقبت و ممانعتى كه منصور ايجاد كرده بود ، راهى بصره شدند . آنان از راههاى انحرافى و فرعى به سوى قادسيه و عذيب و سپس وادى سباع مىرفتند و پس از آن در دشت به طرف چپ مىپيچيدند تا به بصره برسند . منصور توانست شمارى از اينان را كه به سوى ابراهيم مىرفتند بكشد و سرشان را از بدن جدا كرده و در بعضى از راههاى كوفه نصب كند تا اهالى شهر را بترساند . « 3 » او همچنين نظاميانى را بر راههاى اصلى بين شهرها گماشت . آنان هر رهگذرى را به حلال و حرام و اينكه همسرم بر من حرام و مطلقه است ، قسم مىدادند تا اعتراف كند از شيعيان ابراهيم و هواخواه او نيست و چيزى بر خلاف آنچه در ظاهر مىگويد ، در دل پنهان نكند . « 4 »
--> ( 1 ) . همان . ( 2 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 319 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 249 . ( 4 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 337 .