سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
172
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
كرد . محمد از زمانى كه دولت به چنگ بنى عباس افتاد از ترس ايشان پيوسته در غربت به سر مىبرد و چون از سرنوشت پدر و خانواده خود آگاه شد ، در مدينه ظهور كرد . » « 1 » اما اصفهانى تهديدهايى را كه متوجه موسى ، برادر محمد ، شد سبب تعجيل قيام محمد مىداند . وى مىگويد : « علت تعجيل محمد در قيام ، قبل از اتمام كار داعيانى كه به مناطق مختلف فرستاده بود ، « 2 » اين بود كه عبد اللّه بن حسن ، موسى ، برادر محمد را نزد خود خواند تا پيش ابو جعفر منصور برود و نظر او را برگرداند . او در نهان ، سخنان ديگرى به موسى گفته بود . بنابراين ، موسى به مدينه آمد و مدت يك سال در آنجا ماند و در كار رباح ايجاد مزاحمت كرد و باعث شد كار رباح در يافتن نفس زكيه با تأخير مواجه شود . او نيز نامهاى به منصور نوشت و او را از اقامت موسى در مدينه آگاه كرد . منصور هم نوشت كه موسى را به عراق بياورند . رباح همچنين كرد و به فرستادگان خود گفت : اگر ديديد كسى از مدينه به دنبال شما مىآيد ، فورا گردن موسى را بزنيد ؛ چرا كه رباح متوجه اخبار محمد بود ، [ بههرحال ] اين خبر به محمد رسيد ، پس ظهور كرد . » « 3 » اما به نظر مىرسد كه اصرار ياران محمد نفس زكيه بر آشكار كردن او و علنى ساختن قيامش سبب شد كه او پيش از فراهم آمدن مقدمات پيروزى ، در كار خود تعجيل نمايد . طبرى ، مسعودى و اصفهانى نقل مىكنند كه گروهى از ياران نفس زكيه « 4 » بر او وارد شدند و به او گفتند : « براى قيام ، منتظر چه هستى ؟ به خدا اين امت كسى را نمىيابد كه بيشتر از تو براى خلافت صاحب حق باشد ! چرا به تنهايى قيام نمىكنى ؟ » « 5 » محمد نفس زكيه قيام خود را در اول رجب سال 145 ه . ق در مدينه آغاز كرد و
--> ( 1 ) . ابن طباطبا ، الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 148 . ( 2 ) . محمد فرزندش حسن را به يمن ، و برادرش موسى را به جزيره ، و برادر ديگرش يحيى را به رى و سپس به طبرستان فرستاد . او ديگر برادرش ادريس را به مغرب ، و برادرش ابراهيم را به بصره ، و سرانجام پسرش على را به مصر اعزام كرد كه سرنوشت اين داعيان را در همين فصل بيان مىكنيم . ( مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 308 / مقريزى ، الخطط ، ج 4 ، ص 153 / ابو المحاسن ، النجوم الزاهرة ، ج 2 ، ص 280 ) ( 3 ) . اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 260 . ( 4 ) . آنها عبيد اللّه بن عمر ، ابن ذئب و عبد الحميد بن جعفر بودند . ( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 184 / مسعودى ، التنبيه و الاشراف ، ص 340 / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 261 .