سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

151

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

پيشوايش ابو مسلم خراسانى به پيروزى درخشانى دست يافته و به ثمر نشسته بود . در ظاهر ، ابو سلمه مىخواسته است جبههء سومى از علويان به وجود آورد تا بعد از اين‌كه دو جبهه متخاصم اموى و عباسى در نزاع باهم ضعيف شدند ، نتيجه ، از آن اين جبههء سوم باشد ، اما او در شناخت محتويات زمان دچار اشتباه شد ؛ چرا كه قيام عباسى به نهايت پيروزى خود ( در سريع‌ترين زمانى كه مىتوان تصور كرد ) رسيده بود . « 1 » ابو مسلم خراسانى به ابو جعفر منصور در آن هنگام كه به خراسان نزد وى آمده بود ، بىتوجهى كرد و اين امر باعث خشم منصور شد . او چون نزد ابو العباس بازگشت گفت : « اگر ابو مسلم را رها كنى و او را نكشى ، تو خليفه نخواهى بود و خلافتت اعتبارى ندارد » . اما ابو العباس خطر اين پيشنهاد را درك كرد و اين كار را به زمان مناسب ديگرى حواله كرد . « 2 » سفاح پس از قتل ابو سلمه ، ابو الجهم بن عطيه را وزير خود كرد . او از موالى فارسى و از دست‌پروردگان ابو مسلم خراسانى بود ، ازاين‌رو ، جاسوسى شد كه اخبار خليفه را به ابو مسلم انتقال مىداد . « 3 » بعد از قتل ابو سلمه ، جنگى شديد بين سپاه عباسى به سركردگى حسن بن قحطبه ، و سپاه اموى به فرماندهى يزيد بن عمر بن هبيره در شهر واسط روى داد . به‌رغم كشته شدن خليفه اموى و سقوط دولت امويان ، يزيد بن عمر به مقاومت در برابر عباسيان ادامه داد . وى سپس بر آن شد كه به نفع يكى از رهبران علوى دعوت كند . ازاين‌رو ، نامه‌اى به محمد بن عبد اللّه بن حسن نوشت ، اما محمد در دادن پاسخ تأخير كرد . ابن هبيره بناچار امان ابو جعفر منصور را به نيابت از برادرش ابو العباس پذيرفت . « 4 » عبد اللّه بن حسن علوى از سياست كشتار امويان به وسيله داوود بن على ، والى

--> ( 1 ) . جومرد ، ابو جعفر المنصور ، ص 99 . دكتر دورى معتقد است كه بيچارگى خلال ، نشان‌گر دشوارى موقعيت وزارت ، و برخورد بين سلطه خليفه و سلطه وزير مىباشد . ( النظم الإسلامية ، ص 218 ) ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 351 / تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 104 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 107 / جهشيارى ، الوزراء و الكتّاب ، ص 93 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 107 . واسط ، شهرى است در عراق كه حجاج ثقفى در دوره اموى آن را بنا كرد . ( يعقوبى ، كتاب البلدان ، ص 322 / ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 8 ، ص 379 - 380 )