سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

120

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

پس از آن‌كه داوود بن على پسر برادرش ابو العباس را ستايش كرد و براى شفا و سلامتى وى از تبى كه گرفتارش بود دعا كرد ، خطبه خود را با اين گفتار به پايان برد : « بدانيد كه پس از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله خليفه‌اى جز امير مؤمنان على بن ابى طالب و امير مؤمنان عبد اللّه بن محمد ، بر اين منبر بالا نرفته است . بدانيد كه اين كار در خاندان ماست و از اين بيت خارج نمىشود ، و اين گونه خواهد بود تا آن را به عيسى بن مريم عليه السّلام تسليم كنيم . » « 1 » موقعيت دشوار ابو العباس در كوفه مركز شيعيان ابو العباس و عمويش ، داوود بن على ، به قصر حكومتى كوفه وارد شدند ، و ابو جعفر منصور در مسجد نشست تا از ديگر مردمان بيعت بگيرد ، اما به رغم اين بيعت ، خليفه عباسى جديد در وضعيت سخت و دشوارى قرار داشت ؛ او [ از يك سو ] چون در بين شيعيان كوفه سكونت داشت ، مجبور بود با آن‌ها دوستى و مدارا كند ، [ از سوى ديگر ] از ابو سلمه خلال ، پيشواى شيعيان كوفه هم تمايلات آشكارى نسبت به علويان ظاهر شده بود . كه به زودى از آن صحبت خواهيم كرد - جز اهالى خراسان ، در آن زمان كسى با عباسيان نبود ، و اين در حالى بود كه خليفه اموى ، مروان بن محمد در كنار رود زاب با سپاهى انبوه ، بالغ بر صد هزار جنگجو اردو زده بود ، و هنوز بصره و واسط ، مطيع عباسيان نشده بودند . اقامت ابو العباس در قصر حكومتى كوفه به درازا نكشيد ؛ او آن‌جا را ترك كرد و در اردوگاه نظامى وزيرش ، ابو سلمه خلال در حمام اعين « 2 » يا در محلى نزديك آن ، اقامت گزيد ، درحالىكه افكار گوناگونى را در سر مىپروراند . ابو العباس همواره در كار وزيرش ابو سلمه ، به سبب تمايلش به علويان ترديد داشت ، ازاين‌رو ، از ترس خيانت ، براى او نگهبانى ويژه گذاشت تا براى جنگ با خليفه اموى آسوده خاطر باشد . جنگ با پيروزى سپاهيان عباسى و كشته شدن مروان بن محمد پايان يافت و ابو العباس نفس راحتى كشيد . « 3 »

--> ( 1 ) . براى آگاهى از متن خطبه ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 83 - 84 / ابن اثير ، الكامل فى التاريخ ، ج 5 ، ص 318 . ( 2 ) . ناحيه‌اى است در كوفه كه نام آن در خبرها مشهور است و به اعين مولا سعد بن ابى وقاص منسوب است . ر . ك : ياقوت حموى ، معجم البلدان ، ج 2 ، ص 343 . ( مترجم ) ( 3 ) . براى آگاهى از مشروح اين رويدادها ر . ك : تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 88 - 95 .