منصور سيد سجادى
78
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
طخيرستان ، زم و آمل 67 . همين نويسنده به تبعيت از استخرى ، خوارزم را به اعتبار آنكه شهرهايشان در آن سوى رودخانهء ( جيحون ) واقع شدهاند ، در ماوراء النهر جاى مىدهد و مىنويسد كه اين ولايت به بخارا نزديكتر است تا به خراسان 68 . در هرصورت خود ابن حوقل در جاى ديگرى مىگويد كه همهء اين ولايات ( خراسان ) همراه با نواحى ماوراء النهر از آن صاحب خراسان است كه از جانب سامانيان برگزيده مىشود و همهء آنها سى و نه عملند كه در حقيقت جزو يك عمل محسوب مىشود 69 . ابنرسته خورههاى خراسان را از قرار زير مىشمارد : طبسين ( طبس خرما و طبس عناب ) ، قهستان ، نيشابور ، هرات ، فوشنج ، بادغيس ، طوس ، نسا ، سرخس ، ابيورد ، مرو الرود ، طالقان ، فارياب ، جوزجان ، بلخ ، طخارستان ، ترمذ ، بخارا ، سمرقند ، كش ، نسف ، شاش ، فرغانه ، اسروشنه 70 . يعقوبى در كتاب تاريخ خود از شهرهايى كه دولت ايران مالك آنها بوده نام مىبرد و در اين ميان از استان خراسان و شهرهاى آن ياد مىكند و اضافه مىكند كه در استان خراسان نيشابور ، هرات ، مرو ، مرورود ، فارياب ، طالقان ، بلخ ، بخارا ، بادغيس ، باورد ، گرجستان ( ؟ ) [ غرجستان ] طوس ، سرخس و گرگان وجود داشتند كه اين استان را حاكمى بود كه او را سپهبد خراسان مىگفتند 71 . وى در كتاب ديگرش ، البلدان 72 شهرهاى خراسان را چنين معرفى مىكند كه شهر بزرگ طوس را نوقان گويند 73 و نيشابور ولايتى است وسيع با نواحى بسيار از جمله طبسين ، قوهستان ، نسا ، ابيورد ، ابرشهر ، جام ، باخزر ، طوس ، زوزن و اسفرايين 74 و شهرهاى مرو عبارتند از اشترمغاك ، تلستانه ، دندانقان ، كنوكرد ، زرق ، ارك كيبليق ، سوسقان ، جراره و كشماهن 75 . اين نويسنده سيستان را نيز جزو خراسان بزرگ مىداند و از شهرها و نواحى سيستان چنين ياد مىكند : ناحيهء بست ، ناحيهء جوين ، ناحيهء رخج ، ناحيهء خشك ، ناحيهء بلمر ، ناحيهء خواش ، ناحيهء برزگ زرنج ، ناحيهء زالق ، ناحيهء سناورد 76 . يعقوبى به انبار به مثابهء مركز جوزجان اشاره دارد و سپس به ذكر صمعاكن ، گندرم ، قرزمان و شبورغان مىپردازد 77 و بعد به منطقهء بلخ مىرود و مىنويسد كه اين ناحيه داراى 74 منبر در شهرهاى نه چندان بزرگى است كه عبارتند از خلم ، سمنجان ، بغلان ، سكلكند ، و الوايح ،