منصور سيد سجادى
79
مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )
هوظه ، آرهن ، رلون ، طاركان ، نورن ، بدخشان و جزم 78 . پس از اين اشارات ، يعقوبى از خراسان خارج شده و به توصيف شهرهاى اطراف آن مىپردازد . قدامة بن جعفر نويسندهء الخراج نيز در كار خود به تشريح مختصر شهرهاى خراسان و نواحى مجاور آن پرداخته است . وى مىنويسد كه سيستان مجاور نواحى خراسان است و بست و رخج و كابل به سيستان متصل مىگردد و چه بسا كه در برخى نقاط سيستان به سبب اتصالش به خراسان به آنجا منضم مىگردد 79 اين نويسنده ، ناحيهء خراسان را مشتمل مىداند بر : بست ، رخج ، كابل ، زابلستان ، طبس ، قهستان ، هرات ، طالقان ، حسمها 80 ، بادغيس ، بوشنج ، طخارستان ، طارقان 81 ، بلخ ، خلم ، مردارود ، صغانيان ، و اشجرد ، [ ويشگرد ] 82 ، بخارا ، طوس ، فارياب [ پارياب ، بارياب ] 83 ، ابرشهر [ نيشابور ] ، كار ، سمرقند ، شاش ، فرغانه ، اسروشنه ، صغد ، خجنده ، خوارزم ، اسپيجاب ، ترمذ ، نسا ، ابيورد ، مرو ، كس ، نوشجان ، بتم 84 ، اخرون و نسف 85 . آخرين سخن در اين زمينه را به مورخ و جغرافىدان ايرانى حمد اللّه مستوفى قزوينى واگذار مىكنيم كه در ذكر ارباع مملكت خراسان مىنويسد : « درو چند شهر است ، حدودش تا با ولايات قهستان و قومس و مازندران و مفازه خوارزم پيوسته است . حقوق ديوانيش در زمان سابق داخل ايران بودى در عهد طاهريان قريب هزار تومان بوده است اما در زمان دولت مغول چون اكثر اوقات وزرا و كتاب ديوان اعلى خراسانى بودهاند ، خراسان و قهستان و قومس و مازندران و طبرستان را مملكتى علىحده گرفتهاند و حسابش جداگانه كمتر چيزى به پادشاهان عرض مىكردند و بدين حيله هرساله به مدد خرج لشكر خراسان بيست تومان از اين ولايت مىستدهاند » 86 . حال و پس از ذكر نظريات مورخان و جغرافىنويسان دوران اسلامى دربارهء حدود و ثغور خراسان و تقسيمات داخلى آنجاى آن است كه نظر كوتاهى به نوشتههاى همين نويسندگان دربارهء ناحيت حدود خراسان و ماوراء النهر بيندازيم تا تفاوتهاى موجود بين خراسان و حدود آن و نيز ماوراء النهر و حدود آن را بهتر بشناسيم . چنانكه پيشتر گفتيم ، نويسندهء حدود العالم براى سهولت كار خود و براى پيروزى از سنتهاى جارى زمان ، ناحيهء حدود خراسان و ماوراء النهر و حدود آن را از خراسان جدا كرده و تشريح